نداريم بر اينكه نهى خداوند در مورد خوردن از شجره ممنوعه كه خطاب به آدم ( ع ) رسيده بود ، نهى تحريمى باشد بلكه با توجه به آيات قبل از اين آية بخوبى روشن است كه اين نهى جنبهء تنزيهي وارشادي داشته چرا كه تعليل اين نهى هرگز ناظر به عقاب وعذاب نيست !
2 - حضرت يوسف ( ع )
ودر سورهء يوسف 70 / هنگامى كه يوسف صلّى اللّه عليه واله وسلّم بارهاى برادرانش را بست پيمانه مخصوص را در بار برادرش بنيامين گذارد پس كسى صدا زد اى أهل قافله شما سارق هستيد .
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
آيا جائز است انسان كارى كند كه شخص بىگناهى به خصوص برادرش را متهم سازد .
در پاسخ به اين شبهه نيز چند وجه بيان شده : أولا در اينجا نيز براي تأمين مصلحتى بالاتر ومهمتر ، نسبتي به دروغ داده شده ، وحضرت يوسف براي اينكه برادرانش أو را نشناسند ودر نتيجة بخاطر شرم وحيا نسبت به خيانتهاى خود نسبت به أو براي هميشه أو را ترك نكنند . واز طرفي براي اينكه با نگهداشتن بنيامين نزد خود باعث آمدن پدرش حضرت يعقوب شود لذا چنين نقشهاى كشيد وبدون اينكه مفسدهء بزرگى پديد آيد به أهداف خود رسيد .
علاوة خود مستقيما اين جمله أيتها العيرانكم لسارقون را نگفته بلكه فرد ديگرى گفته وچه بسا اين فرد واقعا چنين پنداشته كه برادران يوسف مرتكب سرقت شدهاند وجام زرين شاه را دزديدهاند . ثانيا كار با توافق خود بنيامين بوده .
ثالثا مجموع اين برنامه تكميل برنامه آزمايش الهى بوده چه نسبت به برادران وچه