تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
عصمت مدخلى نيست وبايد كه بىتأخير وتأمل محقق گردد وديگر آنكه چون اراده ذهاب رجس از حق تعالى باشد بايد البتة كه بفعل آمده باشد والا عجز لازم مىآيد . تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . شبههء دوّم آنكه : ذهاب رجس در ضمن عدالت هم متصور است وعصمت را لازم ندارد جواب آنكه الف ولام در كلمه رجس ، الف ولام جنس است يا استغراق وبر هر دو تقدير افاده عصمت مىكند چه هرگاه حقيقت رجس وماهيت آن بتمام افراد آن دربارهء أهل بيت منفى باشد اين معنى مستلزم ثبوت عصمت است ومعنى عصمت همين است كه هيچ فردى از افراد مسمى ، برجس يعنى هرچه را كه رجس گويند بر ايشان صادق نباشد . شبه سوّم آنكه حصرى كه در اين آية واقع شده معنىاش اين است كه حق تعالى اراده نكرده ذهاب رجس را مگر از ايشان واين حصر درست نيست چه لازم مىآيد كه اراده ذهاب رجس از هيچكس از أنبياء وغيره نكرده باشد . جواب آنكه : مراد حق تعالى منحصر بودن ذهاب رجس است در اين أمت از اين چند كس يعنى در ميان اين امّت اراده ذهاب رجس ايشان نموده وحصر إضافي است نه حقيقي ، اگر مراد حصر حقيقي بود شبهه صورتي مىداشت وچون غير از اين متناقضات در اين آية چيزى كه قابل نقل باشد بنظر نرسيد ، بهمين اكتفا مىشود . « 1 »

3 - آيهء أولي الأمر

هامش
( 1 ) - حديقة الشيعة ، صفحه 54