تفسيرهايى نگاشته شود ، احكام فقهى هركتابى مشخص وچه بسا تأليف يافته وبه وسيله سنت مستدل شده است . بنابراين ، تفسير آيهء فقهى در حقيقت دفاع از آن حكم ونحوهء استنباط از آن است .
جهت ديگر كه نبايد فراموش كرد ، ويژگى طرح مباحث تشريعي در قرآن است . معمولا روش قرآن در بيان احكام به گونهء فشرده ودر حد اشاره است .
قرآن در بيان احكام به طور اجمالي مسائل را بيان مىكند واز وارد شدن در خصوصيات وجزئيات احكام پرهيز مىكند . اگر بارها وبارهها دربارهء نماز سخن گفته است ، امّا چگونگى تقسيم نماز در پنج وقت را به طور صريح وگويا بيان نكرده است ، مسألهء چگونگى انجام نماز ، مانند تعداد ركعات ، آغاز ، انجام وديگر خصوصيات مانند ركوع وسجده به شكل مدون شده كنونى نيامده است . در مورد روزه وزكات ، حج وخمس وازدواج وطلاق ، ارث وقضا وشهادات نيز چنين وضعيتى دارند . اين مسأله در مورد معاملات به ويژه در احكام خريد وفروش ، اجاره ، رهن ودهها عنوان مبادلهاى ديگر ميان انسانها عجيبتر مىنمايد ، كه تنها به قواعد بسيار عام واجمالي چون
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
، « 1 »
تِجارَةً عَنْ تَراضٍ ، »
« 2 » بسنده كرده واز توضيح وتفصيل آنها سر باز زده است .
ويژگى ديگر روش قرآن در بيان احكام ، بيان پارهپاره وجستهجسته احكام فقهى است . روش قرآن در بيان احكام به اين دليل كه قرآن در طي سألها ودر سورههاى مختلف وجداجدا آمده است . مثلا مسائل نماز در يكجا نيامده ، دربارهء لزوم تحفظ بر أوقات نماز به ويژه در نماز وسطى در سورهء بقره ( 238 ) تأكيد شده ، مسأله داشتن خشوع در نماز در سورهء مؤمنون ( 1 ) واستقبال بر قبله در سورهء بقره ( 142 ) وطهارت وچگونگى وضو در سورهء مائده ( 6 ) وهمينطور مسائل ديگر اين موضوع هركدام در جايى قرار گرفته است . جالب اينجا است كه گاه احكام يك موضوع عمدتا در يك سوره آمده امّا همه آنها در كنار يكديگر
هامش
( 1 ) . المائدة 1 / .
( 2 ) . النساء 29 / .