بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مقدمه
تفسيرهاى فقهى قديمىترين تفاسير موضوعي هستند كه آيات احكام هر موضوعي در آن گردآورى واز خلال آنها حكم هرموضوعى استخراج وتفريع فروع شده است . گرچه حكم ديني وفقهى شامل احكام اعتقادي واخلاقى نيز مىگردند ، امّا آنچه اصطلاحا در زبان مفسران اين دسته از كتابها به كار رفته ويا در كتابهاى فقهى متداول شده ، احكام عملي است در زمينهء عبادات ومعاملات وتصرفات وعقوبات كه به قصد تنظيم رابطهء مكلفين با خداى خود وبا بندگان به كار رفته است ، امّا آنچه از دستوراتى كه به عقيدهء انسان نسبت به خدا ، مبدأ ومعاد ، مربوط مىشود ، يا آنچه مربوط به دستورات سير وسلوكى وآراستگى به فضايل ودورى از رذايل وخلاصه اخلاقيات است ، معمولا در اين كتابها مورد بحث وبررسى قرار نمىگيرد واصطلاحا جزو آيات الاحكام شمرده نمىشود .
از سوى ديگر ، معمولا كتابهاى احكام القرآن بيش از آنكه بيان احكام وتوضيح وترتيب منطقي مباحث فقهى باشند ، تفسير وتشريح احكام از منظر قرآن هستند ، وحتى از جهتي تبيين كنده وتوجيهگر احكام موجود در كتب فقهى هستند ، كه به عبارتى ديگر ، مىتوان چنين گفت : مفسران آيات الاحكام ، پيش از تفسير ، دستورات فقهى در زمينه نماز ، روزه ، زكاة ، حج ، امر به معروف ونهى از منكر را مدون كردهاند وطرح مدون تئورى منظم آن را ريختهاند آنگاه آنها را با آياتي كه در قرآن آمده است تطبيق مىدهند ، زيرا أصولا پيش از آنكه چنين