مثل جاهل به احكام عمليه كه به عالمش ارجاع فرمود و در توقيع اسحاق فرمود :
« و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة اللّه عليهم » .
پس مادامى كه جاهل دستش به عالم برسد در احكام مضطر نيست و همچنين عالمى كه مشكلات علمى خود را از ظواهر كتاب و سنت و اجماع مىتواند حل نمايد ، عاجز و درمانده نيست .
و آنان كه اسباب زندگى و معاش خويش را از حدود الهيه و موازين شرعيّه بيرون بردند و بر آن مقدار ممدوح در شرع انوار اقتصار و قناعت ننمودند و به جهت نداشتن بعضى از آنچه قوام تعيش معلق نيست بر آن مضطر نباشد آدمى خود را عاجز و مضطر مىداند و پس از تأمل صادقانه مىفهمد اضطرار او درست نيست به اضافه اگر در اضطرار صادق باشد شايد صلاح او يا صلاح نظام كل در اجابت او نباشد .
و هر مضطرى را وعدهء اجابت ندادند ، بلى جز خداى متعال يا اوليائش مضطر را اجابت ننمايد ! ! چه اين موجب اختلال نظام و برداشتن اجرها و ثوابهاى عظيمه كه در روز جزا آرزو كند كه كاش گوشت بدنهاى ايشان در دنيا با مقراض بريده بودند . و خداى تعالى با آن قدرت كامله و علم محيط به موجودات و واقعيات با بندگان خالص خود مثل پيامبران و امامان چنين نكرده .
در ضمن بايد دانست اگر غيبت حضرت مولانا غائب عليه السّلام نبود پيشبينى پيامبران و پيامبر اسلام باطل و دروغ مىشد لذا غيبت آن بزرگوار جزء معجزات بشمار مىرود .
در غيبت كبرى هر كه ادعاى سفارت و نيابت خاصه نمايد كذّاب و مفترى
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 684
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٦٨٤