و دربارهء بيضاوى ، نظر كنز العرفان درست است . چه اينكه وى تصريح كرده است كه : « ان المصر على التحليل مرتد و ماله فيء . » « 1 »
7 - دقت نظر و كيفيت توجّه و استنباط احكام در زبدة البيان ، گاهى كاملا بديع و تحسينبرانگيز است . در اين كتاب ، از آياتى استفاده شده است كه توجه كمترى به آنها شده و در كنز العرفان نيز نيامده است . در كتاب مكاسب محرّمه ، مؤلف زبدة البيان استناد به آياتى كرده است كه اگرچه به عنوان كتاب ممكن است چندان سازگار نباشد اما دلالت بر حرمت جواز و يا استحباب بر اشيايى مىكنند و برخى هم اخلاقى هستند . اين دسته از آيات ، اگرچه تحت عنوان خاصى تبويب نشدهاند اما از دو جهت بحثهايى مفيد و در خور توجهاند . يكى از اين جهت كه فقيهى با افكار بلند و باز آنها را مورد توجه قرار داده است كه شايد كمتر از جهت نگرش فقهى مورد توجه قرار بگيرند و ديگر از جهت كيفيت استفاده و استنباط حكم از آنها به عنوان نمونه در ذيل آيهء 13 سورهء يوسف كه فرموده است :
« أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ »
مىنويسد : « استجازوا اباهم فى اللعب و قد اجاز لهم فيدلّ على عدم تحريم اللعب مطلقا الّا ما ثبت تحريمه بخصوصه ، الّا ان يقال انه مخصوص بشريعتهم » « 2 » آنان از پدرشان اجازه گرفتند تا يوسف عليه السّلام را به بازى ببرند و وى به آنها اجازه داد . اين دلالت مىكند كه بازى حرام نيست مگر اينكه تحريم آن با دليل خاصى ثابت شود . آرى ممكن است گفته شود : اين حكم مخصوص شريعت آنهاست .
و نيز دربارهء نقل رؤياى يوسف عليه السّلام به پدرش مىنويسد : « و فى قصّ الرؤيا . . . دلالة على جواز قصّ الرؤيا و انّها قد تكون صادقة » « 3 » و نقل قصهء رؤيا . . .
دلالت بر جواز نقل آن مىكند و نيز دلالت مىكند بر اينكه رؤيا گاهى ممكن
هامش
( 1 ) . تفسير بيضاوى ، ج 1 ، ص 229 .
( 2 ) . زبدة البيان ، ص 399 .
( 3 ) . همان ، ص 400 .