و تقدير عمومى در آيه چنين است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ، إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
، و كنتم محدثين بالحدث الاصغر ،
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
. . . و ان كنتم محدثين بالحدث الاكبر فاغتسلوا . . . »
رابعا : حاضر بودن . و سالم بودن . و قادر بودن . در وجوب وضو شرط نيست . بلكه ضرر يا عجز رافع تكليف است لذا مطلق سفر و مرض را مجوز تيمم نمىدانيم چنانچه خواهيم گفت
خامسا :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى . . . »
عطف بر تقدير است . چنانچه در فراز سوم يادآور شديم . . اى : « ان كنتم غير مرضى فتوضؤوا . . . و ان كنتم مرضى فتيمموا . . . » .
سادسا : سفر و مرض ، مظنّهء ضرر و مشقت از استعمال آب است ، لذا به اين لحاظ ، در سفر و در حال مرض ، تيمم تجويز شده . ولى اگر ضرر و مشقتى در كار نبود ، فقهاء به اتفاق آراء ، وضو را واجب دانسته ، تجويز تيمم نمىكنند .
سابعا :
« أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ . . . »
تا
« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً »
مجموعا ، عطف بر
« كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ »
مىباشد و مراد از مجموع اين عبارات ، همان : نيافتن آب است ، چه محدث به حدث اصغر باشد و چه محدث به حدث اكبر .
لذا خلاصهء مفاد آيه چنين مىشود :
طهارت در به پا داشتن نماز ، شرط است . اگر انسان محدث به حدث اصغر است بايد وضو بگيرد . و اگر محدث به حدث اكبر است بايد غسل كند .
ولى در سه حالت ، به جاى طهارت با آب ( وضو و غسل ) ، طهارت با خاك ( تيمم ) انجام مىدهد :
حالت اول : بيمارى كه استعمال آب مايهء زيان جسمانى گردد .