واجب است .
خامسا :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى . . . »
بر چه چيز عطف شده است ؟
سادسا : آيا مطلق مرض و سفر ، مجوّز تيمّم است ، يا در صورت زيان داشتن آب يا نبود آن ! ؟
از ديدگاه فقهاء ، مرض در صورتى مجوز تيمّم مىگردد كه استعمال آب زيان داشته باشد . و همچنين در سفر به طور مطلق ، تيمم نشايد ، جز آنكه مايهء مشقت يا حرج گردد . كه اين قيود در آيه نيامده .
سابعا :
« أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ . . . »
به كجا عطف است ؟ در صورتى كه با دو جمله قبل سنخيّت ندارد ، لذا برخى از مفسرين « او » را در اينجا به معناى « واو » گرفتهاند . ! « 1 »
اين ايرادات نوعا سطحى بوده ، چندان اجمالى در آيه فراهم نمىسازد :
اولا : مسألهء « حدث اصغر » لازم به طرح نيست ، زيرا غالب انسانها كه براى نماز برمىخيزند ، محدث به حدث اصغر مىباشند . لذا لازم به تذكر بود .
ثانيا : مسألهء « جنابت » به عنوان نمونه بارز از « حدث اكبر » آورده شده .
و بيشتر هم او مورد ابتلا است .
ثالثا : برخى از مفسران ، و فقه القرآننويسان ، امثال فاضل مقداد و محقق اردبيلى ، از آيه چنين استظهار كردهاند كه غسل جنابت - و هر حدث اكبرى - واجب نفسى ، زيرا در آيه بدون قيد آمده .
ولى بيشتر فقهاء و مفسران ، آن را نيز واجب غيرى گرفتهاند . زيرا در آيه چنين تقدير رفته :
« إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
و
كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا . . . »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 52 .