حقيقت شرعيه و يا عرفيّه ، هرچند كه يك بحث اصولى است و جاى خود دارد ليكن بر فرض ثبوت حقيقت شرعى و يا عرفى براى برخى واژهها مثل نماز و صوم و طهارت . . . چنين امرى به معناى رويارويى با لغت نيست بلكه آن كلمات در برخى معانى شهرت يافته و غلبه استعمال پيدا كرده است و به عبارت ديگر آن كلمهها در بعضى مصداقها مشهور شدهاند و گرنه شارع در معانى لغوى واژهها تصرّفى نكرده است مثلا در معنى و مفهوم طهارت دخل و تصرّف نشده بلكه مصداقا چيزى را طاهر و چيز ديگرى را نجس شناخته است .
بحث حديثى را با ذكر حديث معنىدار در رابطه با موضوع مقال ، به پايان مىبرم و به اصلىترين بخش بحث مقال كه طهارت و نجاست از ديدگاه فقه و فقاهت باشد ، مىپردازم در حديثى آمده است : « ما بال دعوى الجاهلية فانّها منتنة » « 1 » : ادعاى جاهليت چيست و چه شأنى دارد ؟ آن ، گنديده است . برخى حديث را معنى كردهاند : آن ، در شريعت مذموم و ناخوشايند است و اجتناب از فرهنگ جاهلى لازم مىباشد آنگونه كه انسان از چيز متعفّن و گنديده پرهيز مىكند و دورى مىجويد .
و در حديث ديگر هم بر اسيران مشرك غزوهء بدر « نتنى » اطلاق شده است يعنى : مردمان گنديده ، چون كافر بودهاند و خداوند ، كافران و مشركان را نجس خوانده است . « 2 »
طهارت و نجاست از ديدگاه فقيهان
در شريعت و فقه اسلامى با حفظ اصالت طهارت ، بعضى اشياء ، حيوانها و انسانها ، نجس و ناپاك شناخته شدهاند و در كتب فقهى اعمّ از كتب استدلالى و رسايل عملى ، فصلى را به بيان نجاسات اختصاص داده و در تعقيب آن ،
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 13 ، ص 426 .
( 2 ) . همان مدرك .