« ان اللّه نظيف و يحبّ النظافة » « 1 » : خداوند نظيف و پاكيزه است و پاكيزگى را دوست مىدارد .
مقصود از نظيف بودن خداوند ، تنزّه ذات احديّت از آثار حدث و خبث و برترى و وارستگى اوست از هرگونه نقص و كاستى . و حبّ نظافت از سوى ذات اقدس الهى ، حبّ خلوص و رهايى از شرك و آثار سوء آنست و اين ، حقيقت نظافت و طهارت است و اگر معانى ديگر را مجاز بدانيم اولى از آنست كه اين معنى را مجازى بشمريم .
و در روات ديگر آمده است « كان لا يستنزه من البول » « 2 » : او از بول پرهيز نمىكرد و خود را با آب ، پاك نمىساخت .
و در حديثى راجع به آثار مثبت نماز ، آمده است : « الصلوات الخمس تذهب الخطايا كما يذهب الماء الدرن » « 3 » : نمازهاى پنجگانه گناهان را از بين مىبرد آنگونه كه آب ، چرك و آلودگى را از ميان مىبرد .
در اين نوع بيانات مىتوان گفت نوعى تشبيه معقول به محسوس ، كه از فنون فصاحت و بلاغت كلام است ، به كار رفته است ليكن از كجا معلوم كه « درن » در آلودگى حسّى حقيقت است و در آلودگى نامحسوس مجاز . اگر عكس آن اولى به صحّت نباشد .
اشكال : نظر به اينكه برخى كلمات در شريعت و فقه اسلامى داراى حقيقت شرعيه و يا عرفيهاند ممكن است گفته شود كه شارع براى اينگونه كلمات معنى خاصّى در نظر گرفته جز معناى لغوى .
پاسخ : به نظر ما نه شرع و نه عرف در استعمال واژهها ، تصرّف جوهرى نمىكند و در بهرهگيرى از لغات از معنى و مفهوم آنها فراتر نمىرود و اصطلاح
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 9 ، ص 336 .
( 2 ) . منتهى الارب ، ج 2 ، ص 1277 .
( 3 ) . نهايهء ابن اثير ، ج 2 ، ص 115 .