سرزمين مادرى خود چندان باز نيست كه به آزادى بتواند قدم بردارد ، مثلا در بارهء سلاطين صفويه كه اگر انصاف را درنظر بگيريم در ميان شاهان گذشته مقام بسيار والايى دارند وهيچ صاحب قدرت وسلطنتى در ترويج مذهب حقّهء تشيّع وتأييد علماى جعفري به اندازهء شاهان صفوى اردبيلى قدم برنداشتهاند در عين حال نويسندگان متأخرين چنان در تخريب وتنقيد آنان جنبهء افراط را پيمودهاند كه نمىتوان اسمى از آنها برد ويا علماى عهد صفوى را كه در جهان شيعه نظير آنها كمتر ديده شده است چنان لكهدار نمودهاند كه حتى مجلسي ها را موهون كردهاند ! ! ! « 1 »
در هر حال ما اردبيلىها افتخار همشهرى بودن با مقدّس اردبيلى ومولانا حاج محمّد اردبيلى صاحب جامع الرواة را داريم واين افتخار براي علماى أردبيل وآذربايجان بلكه إيران وجهان تشيّع بس باشد .
اميدوارم أبناء وطن با خواندن تاريخ آن مرحوم وساير علما ودانشمندان روحيهء درس خواندن وارتقاء به مقام والاي علم ودانش وداشتن قدس وتقوى را در خود زنده نمايند ودر تاريخ آينده اسم ورسمي پيدا كنند . إن شاء اللّه تعالى
هامش
( 1 ) - يكى از روزهاى گذشته به چهل ستون أصفهان كه يكى از آثار همشهريها است رفته بودم ديدم عكس تماشايى سلطان حسين صفوى را كه در تالار بزرگ بود با دقّت وجديّت تخريب مىكنند سؤال كردم وگفتم حيف نيست اين آثار قديمى را از بين مىبريد ؟ !
گفتند : آثار قديمى در زير اين نقش ونگار است واينكه مىبينيد آثار قاجاريّه است كه براي رسوا كردن سلاطين صفويه عكس سلطان حسين صفوى را پياله به دست در حال شراب خوردن وعكس يك زن زيبا را در حال رقص كردن براي مشروع نشان دادن اعمال غير مشروع خود در روى نقش اصلى كشيده اند وما مىخواهيم آن ترسيم اصلى را از زير اين نقش مجعول در بياوريم .
از اين جا معلوم مىشود حسادت واغراض دنيوي در پايمال كردن آبروى بزرگان چه بيداد مىكند ودر تاريخ وافسانهها بسا مجعولات وأكاذيب افراطى يا تفريطي بسيار ديده مىشود ، كه واقعههاى درست را نيز زير سؤال مىبرد ، وخود مرحوم مقدّس اردبيلى با آن جلالت شأن ومقام ومنزلتش از اين نوع افتراها وتهمتها مصون ومحفوظ نمانده است . كه ان شاء اللّه در اين نوشتار مطالعه خواهيد فرمود .