1 - اثر تاريخ در تربيت اخلاف
شناخت فرهنگ هر قوم وجمعيّتى ، واحياء ارزشهاى فراموش شدهء هر كشور وملّتى ، براي افراد بومى آن سامان وظيفهاى است خطير ومسئوليّتى است بسيار پرارزش زيرا بدون شك وترديد ، ملّتى مىتواند در برابر استعمار واستثمار ايستادگى نموده واز شرافت قومي خود دفاع نمايد كه شناخت كامل از پيشينهء تاريخي وپشتوانهء فرهنگى خويش داشته باشد .
« امريكاى جنوبي » كه تاريخ صحيحي در دست ندارند براي خود تاريخ تصنّعى ساخته وكتابهايى بر آن أساس پرداخته تا در مدارس تدريس شود ونيروى شجاعت وصفت قيام وشهامت ومردانگى را در روح أطفال وجوانان مملكت خود تقويت نمايند .
« احمد شوقى » ملك الشعراى مصر گويد :
مثل القوم نسوا تاريخهم * كلقيط عيّ في النّاس انتسابا
يعنى : ملّتى كه تاريخ خود را به بوتهء فراموشى سپردند مانند بچهء سرراهى است كه نسب وپدر خود را نشناسد .
معلوم است در اين صورت تودههاى مردم در برابر هجوم « فرهنگ استعمارى » بيگانگان كه هدفى جز مسخ كردن فرهنگ آنان ندارند به آسانى از پا درمىآيد ودر اختيار دشمن قرار گرفته واز آنها تقليد مىكند وروح استقلال را از دست مىدهد .
ناگفته نماند دست وبال يك علاقهمند پژوهشگر در أحوال وآثار بزرگان