معنوى خود را نساختهاند ، دچار كبر و غرور مىگردند و سر از طغيان در مىآورند ؛ اما انسانهاى متعالى مانند درخت باردارى هستند كه هر قدر ميوههاى زيادى بياورند به همان اندازه سر به پايين فرود مىآورند . آنها بيشتر مواظب رفتار و كردار خويشاند تا مبادا لغزشى از آنها سر بزند ؛ و اگر هم خطايى مرتكب شدند فورى در صدد جبران بر مىآيند و پوزش مىطلبند .
يكى ديگر از شاگردان وى مىگويد :
روزى آيتالله بروجردى مشغول تدريس اصول در مسجد عشقعلى بودند كه يكى از شاگردان ايشان به نام شيخ على چاپلقى شروع به اشكال كرد . آقا جواب دادند و او دوباره جواب آقا را رد كرد . همين طور بحث ادامه داشت تا اين كه آيتالله چون پيرمرد بودند ناراحت و عصبانى شدند و نسبت به شيخ على تندى كردند ؛ به طورى كه او خيلى منقلب شد . بعد از اتمام درس همه متفرّق شدند .
من هم به مسجد آمدم . نماز مغرب را تمام كرده بودم كه مشهدى رضا خدمتكار آيتالله بروجردى آمد و گفت « آقا از درس برگشته و ما بين درِ كتابخانه و اندرون منزل ايستادهاند ، خيلى ناراحت هستند و شما را به حضور خواستند . » فورى نماز عشاء را خواندم و خدمت آقا رسيدم . ديدم با ناراحتى در همانجا ايستادهاند . تا مرا ديدند
آيت الله بروجردى ( آيت اخلاص ) ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: عبد الرحيم اباذرى
ص٤٩