بود كه فرداى آن روز ، آيت الله بروجردى قبل از آغاز درس در حضور شاگردان از آن شخص عذر خواهى كرده و طلب عفو نموده بودند . اين بر خلاف معمول فضاى حاكم بر حوزه بود ؛ چون استاد به منزلهء پدر شاگردان محسوب مىشد و توبيخ و خشونت پدر براى فرزندان گوارا بود .
يكى ديگر از شاگردان كه به منزل ايشان رفت و آمد مستمر داشت نقل مىكند كه هرگز آيتالله بروجردى را بدون عمامه و قبا نديده است . ومىگويدوى هنگام نشستن فقط به صورت دو زانو مىنشست . با اين كه از پا درد شديد رنج مىبرد و آقايان پيشنهاد مىكردند هنگام تدريس ، روى منبر دو زانو ننشينند و پاهاى خويش را پايين پله قرار بدهند اما ايشان قبول نمىكردند و با شگفتى مىپرسيدند چطور ممكن است اين كار را انجام دهم در حالى كه آقايان محترم تشريف دارند و نشستهاند ؟ « 1 » در همين اواخر كه پا درد ايشان شديدتر شده بود و چارهاى جز اين نداشتند كه پاهايشان را دراز بكنند ، در اتاق كرسى گذاشته بودند و پاها را زير آن قرار مىدادند تا به مراجعين كم احترامى نكرده باشند . اين كرسى در گرماى فصل تابستان هم در اتاق آقا بود . « 2 »
آيتالله بروجردى اگر چه در زندگى فردى ، بسيار ساده و زاهدانه به سر مىبرد و به خصوص در صرف وجوه شرعى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 242 ، به نقل از مرحوم حجت الاسلام و المسلمين
ميرزا حسين نورى همدانى .
( 2 ) . الگوى زعامت ، ص 170 ، به نقل از آيتالله العظمى گلپايگانى .