او در طول زندگى چه هنگام اقامت در نجف و چه در بروجرد و قم در امور فردى ، اجتماعى و سياسى ، توكل عجيبى نسبت به مبدأ هستى داشت . به همين سبب هيچ گاه قدرت اجتماعى افراد و تهديد مقامات دولتى ، وى را از انجام وظيفهاش باز نمىداشت و به هرچه كه وظيفهء الهى تشخيص مىداد ، عمل مىكرد ؛ او خود چنين اظهار مىداشت « . . . من هميشه توكلم به خداوند عالم بوده است و هيچگاه اميد مساعدت از غير او نداشتهام و هرگز نيز ، از غير او مطلبى نخواستهام و از غير او واهمهاى نداشتهام . » « 1 »
يكى ديگر از ويژگىهاى بارز ايشان اين بود كه به كتاب آسمانى خيلى زياد احترام مىگذاشت . هنگامى كه در مجلسى قرآن تلاوت مىشد بىاختيار وضعش تغيير مىيافت . در وقت مطالعهء كتب ، چون به بخشى مىرسيد كه نويسنده در آن به آيهاى استناد كرده بود ، فورى لحن مطالعهاش عوض مىشد ؛ انگار كه در عالم ديگرى است . يك روز پادشاه عربستان سعودى به ايران آمده و در ضمن ، هدايايى براى آيتالله بروجردى فرستاده بود . ايشان همه را برگرداند و فقط قرآن و مقدارى از پردهء كعبه را نگه داشت . به علاوه ، پادشاه از آيتالله درخواست ملاقات در شهر قم كرده بود ، اما معظمله به دليلى كه بعد بدان اشاره خواهد شد ، اين پيشنهاد را رد كرد .
هيأتى از طرف پادشاه به قم آمده و به حضور آيتالله مشرف شده بود تا قرآن را تقديم ايشان كند . آيتالله
هامش
( 1 ) . حوزه ، ش 43 و 44 ، ص 331 .