منجنيق مورد اصابت قرار گرفت .
كارگزار مدينه پيش از آغاز شورش از وجود بانو زينب در آن بيمناك شده بود لذا به دستور يزيد از وى خواست كه از مدينه خارج شود و به هر شهر و ديارى كه مىخواهد برود ، ولى او ابتدا اين درخواست را رد كرد و گفت : « خدا مىداند كه بر سر ما چه آمد ؛ بهترينهاى ما كشته شدند با ديگران نيز همچون چارپايان برخورد شد و ما را همچون محموله چارپايان جابهجا كردند . بهخدا سوگند بيرون نمىرويم حتى اگر خون ما را بريزند . »
زنان بنىهاشم مشفقانه او را از سرنوشت شومى كه در صورت تداوم بر مخالفت با كارگزار در انتظارش بود ، برحذر داشتند . دخترعمويش زينب بنت عقيل به او گفت : « دخترعمو ! خداوند وعدهء خود را در مورد ما راست گرداند و زمين را ميراث ما قرار داد كه به هركجاى آن مىخواهيم قدم بگذاريم ؛ خداوند پاداش شكيبايان را خواهد داد پس به سرزمين و شهر امنى كوچ كن » او نيز مصر را برگزيد .
* * *
چرا مصر ؟
همه اينها را بيان كرديم تا به اين نتيجه برسيم كه بانو زينب ( س ) به عنوان اولين مهاجر ازاهل بيت [ ع ] ، مصر را به عنوان محل زندگى خود برگزيد . ولى چرا درست مصر را برگزيد تا به آنجا مهاجرت نمايد ؟
پاسخ به اين پرسش را دخترعمويش داده كه گفته است : « به سرزمين امنى كوچ كن . » مصر در آن زمان امنترين و با ثباتترين سرزمينها بهشمار مىرفت و سرتاسر حجاز و دو شهر عمدهء آن مكه و مدينه به گفته المسعودى از " يزيد " بهخشم آمده بود .
هامش
داشت ؛ او را مسرف مىناميدند زيرا در قتل و جنايت و ريختن خون مردم بسيار اسراف مىكرد . او شورش را قلع و قمع كرد و شورشيان را از ميان برد و به ناموس آنان هتك حرمت كرد . او دست سربازانش را به مدت سه روز بازگذارد تا مردم را از دم تيغ بگذرانند و دارايى و اموالشان را مورد غارت قرار دهند . در ميان آنان صحابه بزرگوار ، قاريان قرآن ، زاهدان و حافظان قرآن وجود داشت ؛ در اين حادثه شمار بسيارى به قتل رسيدند ، جزييات آنرا در الكامل 4 : 122 - 111 ببينيد .