كرده بود كه عاقبت كار چگونه مىشود و چه خيانتهايى عليه وى صورت خواهد
گرفت . بههرحال پس از اصرار شديد آنها ، حضرت [ خلافت را ] پذيرفت و بر بالاى منبر رفت و بيانيهاى كه شيوهء حكومتش را توضيح مىداد ، ايراد فرمود : « بدون شما كارى نمىتوانم كرد مگر آنكه كليدهاى اموالتان را به من بسپاريد و بدون شما حتى يك درهم از شما نمىتوانم بستانم . » ولى به رغم برنامهاى كه بايد اوضاع را سامان بخشد ، توطئهها نيرومندتر از اين برنامه و نيرنگها پيچيدهتر از آن بود كه اصول و ارزشها مانعى بر سر راه آنها باشد ؛ در اين ميان ، ايدهء انتقام از خون عثمان مطرح شد و اين ايده چنان مورد سوءاستفاده قرار گرفت كه كفهء باطل را به زيان حق ، سنگين كرد ؛ اختلافها شدّت گرفت و خونها به زمين ريخته شد و سرانجام نيز امام على - كرم الله وجهه - بهدست عبدالرحمن بن ملجم - مرتد خوارجى - كشته شد .
كشته شدن " على " بر مردم گران آمد ؛ آنها پيرامون پسرش حسن ( رض ) گرد آمدند ولى او نيز كه جلوى ريخته شدن خون مسلمانان را گرفته بود اندكى بعد مسموم گشت و جان به جان آفرين تسليم نمود . او صلح با معاويه را به رغم پايمال گشتن حق خويش بر تداوم جنگ و ريخته شدن خون مسلمانان ، ترجيح داد . سخنان نياى بزرگوارش ( ص ) دربارهء او درست آمده بود : « اين فرزندم سيّد است و خداوند بهوسيلهء او ميان دو گروه از مسلمانان صلح برقرار مىكند . » « 1 »
با وفات [ امام ] حسن ، اوضاع براى معاويه تا حدودى مسجّل گشت . او در پى تثبيت ولايت فرزندش ، يزيد برآمد . فرصت اين كار نيز برايش فراهم شد و توانست پيش از وفات ، براى پسرش بيعت مردم را بگيرد . مردم بهجز تنى چند از جمله [ امام ] حسين ، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبكر و عبدالله بن الزبير با وى بيعت كردند لذا يزيد
هامش
( 1 ) - روايت را البخارى در صحيح خود 2 : 962 كتاب الصلح ب 9 سخنان پيامبراكرم ( ص ) به حسن بن على : « اين فرزند سيّد است و . . . » حديث 2557 و 3 : 1328 در كتاب المناقب ب 22 علامات النبوة فى الاسلام حديث 3430 و صفحهء 1369 كتاب فضائل الصحابه ب 22 مناقب الحسن و الحسين حديث 3536 آورده است .