تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
در پى عهده‌دارى خلافت به‌دنبال مرگ پدرش كارى جز اين نداشت كه از اينان نيز بيعت بگيرد . [ امام ] حسين - رضى الله عنه - به مكه مكرمه رفت و از دست كسانى كه غاصبان حق وى بودند و پدرش را كشتند و برادرش را مسموم ساختند ، به آنجا پناه برد . [ امام ] حسين مدتى در مكه باقى ماند و در اين فاصله فرستادگان و هيئت‌هايى از كوفه به سراغش مىآمدند و خواهان خروج ايشان از مكه و آمدن نزد آن‌ها مىشدند ؛ آن‌حضرت سرانجام تصميم به خروج گرفت ولى اين تصميم شيفتگان او را نگران ساخت ، آن‌ها بيم آن داشتند كه آن‌حضرت گرفتار همان بلايى شود كه بر پدر و برادرش آمده بود . ولى [ امام ] حسين با چشمى كه ديگران نمىبينند به مسائل نگاه مىكرد ؛ او همچنان قداست مكه را پاس مىداشت و بيم آن داشت كه باعث هتك حرمت و قداستش گردد و برآن بود كه : « اگر دو وجب خارج از آن كشته شوم بهتر از آن‌است كه يك وجب دور تر كشته شوم و به‌خدا سوگند اگر درون يكى از غارهاى آن هم باشم بيرونم مىكشند تا كار خود را بكنند و به‌خدا قسم همچنانكه يهوديان در " شنبه " تجاوز كردند ، بر من تجاوز خواهند كرد . » [ امام ] حسين راهى كوفه مىشود ولى در راه ، حلقه محاصره را بر او تنگ مىكنند و در كربلا با لشكريان انبوهى به محاصره‌اى درمىآيد كه فرجامش ، شهادت او در پى از سرگذراندن سربلندانه آزمونى بزرگ از جمله قطع آب از اوست ؛ او پيش از شهادت از افراد خانواده و خويشان و يارانش خواسته بود كه در تاريكى شب ، او را ترك گويند زيرا دشمنان تنها به‌دنبال او بودند ولى اين ياران از اين كار خوددارى كردند و يك به يك به شهادت رسيدند و سرانجام او نيز همراه آنان به شرف شهادت نايل آمد . اين واقعه احساسات مردم را برانگيخت و از پيامدهاى آن شورشى بود كه در مدينه اتفاق افتاد و با خشونت تمام قلع وقمع شد . « 1 » و درپى آن مكه به محاصره درآمد و با
هامش
( 1 ) - مؤرخان از آن به نام حادثة الحرة در سال 63 هجرى ياد مىكنند . در اين واقعه ، مردم مدينه بر عثمان بن محمد بن ابوسفيان كارگزار يزيد شوريدند و او و بنىاميه را از آنجا بيرون كردند ، وقتى موضوع را طى نامه‌اى با يزيد در ميان گذاشتند و از وى كمك خواستند ، او مسلم بن‌عقبة المرى را به سويشان اعزام -