وقتى هشام بن عبدالملك خليفه اموى « 1 » در جريان اين امر قرار گرفت دراين باره با امير كوفه يوسف بن عمر الثقفى « 2 » - كه وابسته به او بود - صحبت كرد . اين نيز لشكرى براى مقابله با زيد بن امام على زينالعابدين تدارك ديد و ميان آندو نبردى « 3 » در گرفت كه طى آن ياران زيد پراكنده شدند و تنها گروه اندكى از نزديكانش ، سخت به جنگ در كنار وى ادامه دادند تا سرانجام او نيز در ماه صفر سال 122 ه - يا 121 ه - به شهادت رسيد .
آنچه براى جدش امام حسين اتفاق افتاد بر سر او نيز آمد . سرش را بريدند و آنرا براى خليفه به دمشق فرستادند ! پيكرش نيز پس از پايان درگيرىها در كوفه بهخاك سپرده شد ، و در مورد سر مباركش نيز راويان نسبت به محل دفن آن ، اختلاف نظر دارند ، گفته شده كه اين سر را به كوفه بردند و سپس آتش زدند و خاكسترش را به
هامش
( 1 ) - هشام بن عبدالملك بن مروان بن الحكم از سلاطين دولت اموى در سال 71 هجرى در دمشق به دنيا آمد و پس از وفات برادرش يزيد در سال 105 هجرى با او بيعت شد . در زمان او جنگهاى سختى بهويژه با خاقان ترك ماوراءالنهر درگرفت كه سرانجام به قتل خاقان و چيرگى بربخشهايى از آن سرزمين انجاميد . در پى اين فتحها ، چنان اموالى در خزينه حكومتىاش انباشته شد كه در زمان هيچكدام از سلاطين بنىاميه انباشته نشده بود . او در سال 125 هجرى در دمشق وفات يافت ( اعلام ( الزركلى ) 8 : 86 ) .
( 2 ) - يوسف بن عمر بن محمدبن الحكم الثقفى از واليان گردنكش اموى بود كه در سال 106 هجرى از سوى
هشام كارگزارى يمن را برعهده داشت سپس در سال 121 هجرى هشام او را به كارگزارى عراق گمارد و ديرى نپاييد كه امارت خراسان نيز به دو سپرده شد . او پس از كشتن سلف خود در كوفه يعنى خالد بن عبدالله القسرى - كه زير شكنجه قرار گرفت - در كوفه اقامت گزيد و تا زمان يزيد بن الوايد بن عبدالملك در اين مقام باقى ماند تا او اواخر سال 126 هجرى عزلش كرد و دستگيرش نمود و در دمشق به زندان انداخت و اندكى بعد پسر خالد القسرى ، كسى را به زندانش فرستاد تا در انتقام خون پدر ، او را به قتل برساند ؛ او بسيار ستمگر و به حماقت و گيجى مشهور بود . وفيات الاعيان 2 : 360 ؛ الاعلام 8 : 243 .
( 3 ) - ميان دو لشكر چندين نبرد درگرفت كه سرانجام به شهادت او انجاميد . در اين زمان تعداد چهل هزار تن با او بيعت كرده ولى تنها سيصد نفر با او مانده بودند . در يكى از همين جنگها بود كه در تاريكى شب مورد اصابت نيزهاى قرار گرفت و سمت چپ پيشانىاش را نشانه گرفت و به مغزش اصابت كرد . نگاه كنيد به حوادث سال 121 از كتابهاى تاريخ طبرى ، ابن اثير و المسعودى .