تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
يزيد گفت : برادرزاده‌ام ! من از اين‌كار متنفر بودم و در روايت ديگرى گفت : نه ، بسيار گرامى و ارجمنديد ؛ به نزد دخترعموهايت برو خواهى ديد آن‌ها نيز همان كارى را كرده‌اند كه من كردم . گفت : به خدا قسم كه همه چيز ما را به غارت بردند و چپاولمان كردند . يزيد گفت : برادرزاده‌ام ! آنچه بر من آمده از آنچه از تو گرفته شده بيشتر و بزرگ‌تر است سپس بيرون شدند و وارد خانه يزيد بن معاويه گشتند . در ميان خاندان يزيد زنى نبود كه پيش آن‌ها نيامده باشد ؛ آن‌ها عزادارى كردند و يزيد كسى را نزد هريك از زنان فرستاد و پيغامش داد كه چه چيزى از تو گرفته‌اند و در ميان آن‌ها زنى نبود كه مدعى چيزى - به هراندازه كه باشد - مىشد و او دو چندان آن‌را به وى نمىپرداخت . « 1 » بانو سكينه مىگفت : كافرى نديدم كه از يزيد بن معاويه بهتر باشد ! سپس اسرا را به حضورش آوردند . در ميان آن‌ها على بن الحسين [ امام زين‌العابدين ] بود ؛ يزيد به ايشان گفت : على [ ! ! ] چه خبر ؟ ! على زين‌العابدين اين آيه را بر وى خواند : «
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
» ( سوره الحديد : 22 و 23 ) ( هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [ / به شما ] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [ كار ] بر خدا آسان است * تا بر آنچه از دست‌شما رفته اندوهگين نشويد و به [ سبب ] آنچه به شما داده است‌شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد . ) يزيد نيز اين آيه را بر او خواند : «
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
» ( سوره الشورى : 30 ) ( و هر [ گونه ] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [ خدا ] از بسيارى درمىگذرد . )
هامش
( 1 ) - با اندك توجهى به اخلاق يزيد آنگونه كه تاريخ و زندگىاش نشان مىدهد ، متوجه دروغپردازى راوى داستان يعنى ابن كثير در البداية و النهاية 8 : 198 - 197 مىشويم .