تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
فرشتگان يا كسانى كه به جنّ ايمان دارند - مىآيد و اين كارها را تقبيح مىكند . ولى البخارى آن‌را نقل كرده است چون با دلايل شرعى همسو و موافقش مىداند . اى بسا از مهمترين صحنه‌هاى زندگى فاطمه دختر امام حسين ، موضع وى در برابر كشته شدن و به شهادت رسيدن پدر ارجمندش [ ع ] در سرزمين كربلا باشد .

بانو فاطمه دختر امام حسين و شهادت پدر

عوانة بن الحكم روايت كرده مىگويد : وقتى [ امام ] حسين كشته شد و اسيران را به كوفه نزد عبيدالله بن زياد آوردند و اسرا را زندانى كردند ، پاره سنگى به زندان انداخته شد كه نامه‌اى به آن بسته شده بود كه در آن آمده بود : فرستاده مورد نظر به دستور شما در روز فلان و به همان به سوى يزيد بن معاويه شد و فلان تعداد روز در راه بود و در تاريخ به همان بازگشت و هرگاه واژه تكبير [ الله اكبر ] را شنيديد مطمئن باشيد كه كشته مىشويد ولى اگر تكبيرى نشنيديد ، انشاءالله در امان خواهيد بود . مىگويد : دو سه روز پيش از آمدن فرستاده ، سنگى در زندان انداخته شد كه نامه‌اى به آن بسته شده و در آن آمده بود : منتظر باشيد كه فرستاده روز فلان و به همان خواهد آمد . فرستاده آمد و صداى تكبيرى شنيده نشد ، آنگاه نامه‌اى رسيد و در آن آمده بود كه اسيران به من واگذار شده‌اند . مىگويد : عبيدالله بن زياد مخفربن ثعلبة و شمربن ذى الجوشن را فراخواند و به آن‌ها گفت : برويد و كاروانيان و سر [ امام ] حسين را به حضور اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه برسانيد . مىگويد : آن‌ها رفتند و سرانجام به حضور يزيد بن معاويه رسيدند . محفز بن ثعلبة « 1 » برخاست و با صداى بسيار بلند فرياد زد : سر احمق‌ترين و بدكارترين مردمان را آورديم ! !
هامش
( 1 ) - تاريخ‌نگاران دراينكه چه كسى كاروان عترت مطهر ( اسيران ) را به شام و از آنجا به حضور يزيد رساند ، اختلاف‌نظر دارند ؛ نام‌هايى كه ما به آن‌ها دست يافتيم از اين قرارند : مخفر بن ثعلبة و شمر ، مجفر بن ثعلبة العائذى و شمر ، زحر بن قيس همراه با محقن بن ثعلبة و شمر ، زفر بن قيس و ابوبردة بن عوف الازدى و طارق بن حنبان و . . . نگاه كنيد به : تاريخ ابومخنف 1 : 497 ، الاخبارالطوال : 260 ، المنتظم 5 : 341 ، البداية و النهاية ( ابن كثير ) 8 : 193 .
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 322 | السيد هادي الخسروشاهي