تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
گفت : اى دختر حسين ، فرزندانت از پسرعمويت و نيز فرزندانت از پسرعمويمان را وصف كن . او از فرزندان حسن شروع كرد و گفت : عبدالله كه سرور بزرگ ماست و همه او را فرمان مىبريم و حسن كه زبان و سخنگو و حامى ماست . و ابراهيم كه در رنگ و شمايل و راه رفتن ، شبيه‌ترين مردم به رسول خدا ( ص ) است . رسول خدا ( ص ) هرگاه راه مىرفت به‌گونه‌اى بود كه از كمر به زمين نزديك مىشد . « 1 » و در مورد فرزندانى كه از پسرعموى شماست ؛ محمد كه زيبايى ماست و به او افتخار و مباهات مىكنيم و قاسم نيز گل سرسبد ماست و شبيه‌ترين مردم به ابوالعاص بن اميه است . گفت : به‌خدا سوگند اى دختر حسين ، خيلى خوب آن‌ها را وصف كردى . سپس جهيد و سكينه دختر [ امام ] حسين پيراهنش را كشيد و گفت : اى چپ چشم ، تو ديگر به ما اهانت روا مىدارى ! به‌خدا قسم كه تنها روز كربلا بود كه دربرابرت ايستاديم . گفت : تو زن بسيار شرورى هستى . « 2 » فاطمه دختر [ امام ] حسين به فرزندش از حسن بن حسن آنچه از حسن بن حسن به ارث مانده بود و به فرزندانش از عبدالله بن عمرو آنچه از عبدالله بن عمرو به ارث مانده بود داد . در اين ميان فرزندان حسن بن حسن از اين‌كار رنجيدند زيرا آنچه از عبدالله بن عمرو به ارث مانده بود بيشتر بود . به آن‌ها گفت :
هامش
( 1 ) - اخبار مربوط به نحوه راه رفتن رسول اكرم ( ص ) گوياى آنند كه آن‌حضرت به‌گونه‌اى راه مىرفت گويى در سراشيبى قرار دارد و منظور ، قدرت راه رفتن اوست كه پاهاى خود را محكم از زمين برمىداشت نه همچون زنان كه بيشتر با ناز و كرشمه راه مىروند . نگاه كنيد به روايات مربوط به راه رفتن آن‌حضرت در سنن ابوداود 1 : 36 حديث 143 و مسند احمد 4 : 33 و 211 و دلائل النبوة بيهقى 1 : 252 . ( 2 ) - اعلام النساء ( ابن عساكر ) : صفحه 278 .