همسرش رباب مىيافت كامل مىكرد ؛ همسرى كه كودك خود " آمنه " را سكينه به معناى آرامشى ناميده بود كه عنوان خانهاش در كنار [ امام ] حسين مىدانست كه اين خانه را مفتخرانه با اين ابيات توصيف كرده بود :
- بهجانم سوگند كه من خانهاى را دوست مىدارم كه در آن سكينه و رباب حضور دارند .
- آن دو را دوست دارم و همه دارايىام را به پايشان مىريزم و كسى نمىتواند مرا سرزنش كند . « 1 »
اگر حسين همه اين عشق و محبت را نسبت به سكينه و مادرش داشت آيا بدان معنا نبود كه او به عنوان رهبر و پيشواى مسلمانان آنانرا مهمترين نمونه همسر مسلمان و دختر مسلمان مىدانست ؛ كسى كه به گفته دكتر بنت الشاطىء « جز در حالت عبادت و جهاد و جهاد با نفس و جهاد با باطل در هركجا كه بود ، ديده نشده بود » ؟
اين نكته را گفتههاى [ امام ] حسين به حسن المثنى - برادرزادهاش - كه به خواستگارى يكى از دخترانش آمده بود ، مورد تأكيد قرار مىدهد :
- براى تو دخترم فاطمه را برگزيدم زيرا او از همه بيشتر به مادرم فاطمه دختر
پيامبر خدا ( ص ) شباهت دارد و داراى دين و زيبايى است ولى [ دختر ديگرم ] سكينه همواره غرق در ياد خداست و به كار ازدواج نمىآيد . « 2 »
بازگشت به صحنه
* بانو سكينه در سال 61 ه - ق و اندكى پس از كشتار كربلا در كنار عمهاش زينب در مدينه است . عمهاى كه بازگشته تا پرچم حسين را به عنوان راوى و شاهد و رسواگر
هامش
( 1 ) - ابن كثير اين ابيات را با اندكى اختلاف ، در البداية و النهاية 8 : 211 به نقل از الزبير بن بهكار روايت كرده است .
( 2 ) - اسعاف الراغبين ( الصبان ) صفحه 202 و نگاه كنيد به : السيدة سكينه بنت الامام الشهيد ابى عبدالله الحسين ( ع ) عبدالرزاق المقرم : صفحات 43 به بعد .