به عنوان امير و والى مدينه منوره برگزيد . بانو نفيسه همراه پدر به مدينه منوره رفت و
او كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت ، همهء قرآن كريم را حفظ كرد و تفسير آنرا آموخت و با دين خدا آشنايى يافت ؛ مردم مدينه بنابر زهد و تقوا و صلاحى كه اين بانو از آن برخوردار بود نگاهى احترامآميز به وى داشتند و گرامىاش مىداشتند ؛ او زمانهاى زيادى را در كنار قبر جدّش پيامبراكرم ( ص ) سپرى كرد .
بانو نفيسه القاب متعددى داشت ؛ او را نفيسة الدارين مىگفتند چون عارف بود و كرامات داشت و روز قيامت شفاعت مىكرد .
او را نفيسة العلم مىگفتند زيرا دانش ژرفى داشت و پيچيدگىهاى آنرا دريافته بود و دانشش را با ديگران قسمت مىكرد .
او " نفيسة الطاهرة " بود چون مطهر بود و سخت عبادت مىكرد .
او " نفيسة العابدة " بود چون پارسا و پرهيزگار بود .
او " نفيسة المصريين " بود زيرا مردم مصر دوستش مىداشتند و شيفتهاش شده بودند . « 1 »
وقتى بانو نفيسه به سن ازدواج رسيد جوانان اهل بيت از خاندان امام حسن و امام حسين نسبت به او نظر داشتند همچنانكه بسيارى از جوانان اشراف قريش به خواستگارىاش مىآمدند چون از نيكوكارى و ديندارى و پارسايى و پرهيزگارىاش خبر داشتند ولى پدرش به همهء آنها جواب ردّ مىداد تا سرانجام اسحاق المؤتمن فرزند [ امام ] جعفرصادق به خواستگارىاش آمد و او را از پدرش درخواست كرد .
با ازدواج اسحاق المؤتمن با بانو نفيسه به گفتهء مؤرخان دو نور : نور حسن و نور حسين [ ع ] دو سرور جوانان اهل بهشت در خانهاش جمع شد .
آنچه المقريزى در اين باره گفته از اين قرار است : « . . . و اسحاق بن جعفرالصادق با بانو نفيسه ازدواج كرد . او را اسحاق المؤتمن مىگفتند و از اهل صلاح و خير و فضل و دين بود . » « 2 »
هامش
( 1 ) - بانو نفيسه نوشته توفيق ابوعلم ، از سرى كتابهاى : " اهل البيت " - چاپ : دارالمعارف .
( 2 ) - خطط المقريزى 4 : 325 .