نيندوخت و بىآنكه حتى يك درهم براى خود باقى گذارد آنها را به ميان نيازمندان ، پخش نمود .
بانو نفيسه ( س ) بسيار نيكوكار ، مهربان و نوع دوست بود و مردم را در پناه كرم خود مىگرفت و بال رحمت و رأفت خود را بر ايشان مىگشود .
خويشان نزديكش نيز از اين خوان رحمت و مهربانى بىنصيب نمىماندند و بسيار مىشد كه آنها نيز مورد نيكوكارىاش قرار مىگرفتند ؛ برادرزادهاش زينب مهر و محبت و عطوفت فراوانى از عمهء خود ديد چنان كه خالصانه او را دوست مىداشت و كمر به
خدمتش بست و به كارهايش رسيدگى كرد . عمهاش با نيكوكارى و مهربانى دل او را ربوده بود چنان كه مدّت چهل سال به او وفادار ماند و خدمتش مىكرد و بىآنكه خسته و ملول گردد نيازهايش را برآورده مىساخت . « 1 »
كنيزش " جوهرة " نيز با توجه به مهر و محبتى كه از وى ديده بود خالصانه خدمتش مىكرد و در شادى و رضايت تمام در كنارش زندگى مرد و حتى جان نثارش مىكرد و نيازهايش را برآورده مىساخت .
همسايگان او نيز ازمحبت وعواطف پاك وى بىنصيب نبودند ؛ آنها به وى اعتماد داشتند و حتى كسانى كه به لحاظ دينى با وى اختلاف داشتند ، امانتدارش مىشمردند . و همسايه يهودىاش در باره تنها فرزندش جز به اين بانوى بزرگوار اعتماد و اطمينان نمىكرد و بر خلاف وجود جمع زيادى از يهوديان همكيش خود در آنجا ، هيچكدام را قابل اعتماد نمىيافت تا براى رفتن به گرمابه دخترش را به آنها بسپارد . او دخترش را به بانو نفيسه مىسپرد و از بركت وجودش بهره مىگرفت كه در جاى خود بدان اشاره خواهيم كرد .
نيكى و محبت دو عنصر دوستداشتنى هستند كه با آنها [ بانو نفيسه ] دلها را مىربايد و قلبها را تسخير مىكند . اقبال مردم به او و لمس بركتهاى وجودش و آن نفس گرمى كه در وى سراغ دادهاند ، به همين دليل است .
هامش
( 1 ) - همان منبع ، صفحه 325 .