عزت نفس و سربلندىاش او را از درافتادن به خوارى و ابتذال و از هرگونه اهانت و توهينى دور مىساخت ؛ از هرگونه خودبينى ، خودپسندى و عجب و ريا پرهيز داشت و كاملا فروتن و بىريا بود .
طبعى روان و اخلاقى لطيف داشت و خلاصه آنكه اخلاق را از جدش پيامبر گرامى اسلام ( ص ) برگرفته بود از كسى كه [ به تصديق قرآن ] " لعلى خلق عظيم " بود .
او در وفادارى نسبت به همسر و عمل به حقوق و انجام وظايف او ، زبانزد بود و
هرگونه دوستى و اخلاص و محبّت نثارش مى كرد . همسر نيز اين اخلاق و الا را در وى كشف كرده و كاملا سرسپرده او شده بود و هرگز با او مخالفتى نكرد و به هيچكدام از خواستههايش بىتوجهى ننمود و هرآنچه مىخواست و اراده مىكرد برايش فراهم مىآورد و درخواستهايش را برآورده مىكرد و به لحاظ مالى كمترين خسّتى در برابرش نشان نمىداد .
او نسبت به خانواده فوقالعاده مهربان بود . از برادرزادهاش زينب گفتيم كه چگونه از مهربانى و مهر و محبت عمهاش برخوردار گشته بود و به همين دليل خالصانه و با شيفتگى تمام ، در خدمتش قرار داشت و در راه عمه ، خود را فراموش كرده بود و همچون سايه همواره با او و همراه او بود و از ازدواج نيز خوددارى كرد تا تنها و تنها او را خدمت كند و در آسايشش بكوشد و نيازهايش را برآورده سازد . عمهاش نفيسه دختر زيد نيز تنها به شوق برادرزاده به مصر رفت . او با كنيزش " جوهرة " بسيار خوش برخورد بود و با او بهترين رفتارها را داشت و مهر او را به دل گرفته بود و نسبت به او چنان اخلاص و محبتى داشت كه همه را شيفته خود كرده بود .
او بسيار نيكوكار بود و مستمندان را دستگيرى و نيازمندان را مساعدت و درماندگان را يارى مىكرد . ثروت بسيار داشت و در كنار ثروت همسر به بيماران و نيازمندان و عامه مردم كمك مىكرد و هيچ نيازمند و سائلى را بىپاسخ نمىگذاشت ، او به شناسايى نيازمندان مىپرداخت و نيازشان را برآورده مىكرد . با كسانى كه با او تماس مىگرفتند گشاده دست بود و اطرافيان و پناهندگان به خود را در حمايت خويش مىگرفت .
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص٢٤٦