عيدين و ايام تشريق . به او گفتم : آيا به خودت رحم نمىكنى ؟ گفت : چگونه با خود مهربان باشم حال آنكه در برابرم موانعى وجود دارد كه جز پيروزها ، از آن گذر نتوانند . « 1 »
او ميگفت : عمهام قرآن و تفسير آنرا حفظ بود و وقتى قرآن مىخواند به گريه مىافتاد . « 2 »
بسيارى از كسانى كه با او روبرو شدند از وى حديث و تفسير و فقه شنيدند . در
مصر علاوه بر امام شافعى ، گروه بزرگى از علما از جمله : ذوالنون المصري و عبدالله بن الحكم و دو پسرش محمد و عبدالرحمن و عبدالرحمن البويطي و الربيعين المرادي و الخبيري و حرمله از ياران امام شافعى ( رض ) و بسيارى ديگر از او حديث و تفسير و فقه شنيدند « 3 » و از فيضهايى كه خداوند بهرهء وى كرده بود ، بهرهها بردند كه به زودى به آن و نيز به آنچه از احاديث و روايات و فقه و علوم و معارف نبوى كه روايت كرده ، خواهيم پرداخت . او از خاندان فتوا و پارسايى بود كه خداى آنانرا دانش داد و دلهايشان را به نور عرفان روشنايى بخشيد آنها در شمار حاملان و حاميان علم بودند و از اهل فقه و دين و معرفت و يقين بهشمار مىرفتند .
اين بانو در دنياى خود پارسا و پرهيزگار و زاهد بود و تنها به راه زهد و پارسايى راه مىپيمود و در اين راه راهبر و رهبر او جدّ بزرگوارش رسولخدا ( ص ) بود كه از تمامى جزئيات زندگىاش اطلاع يافته بود . گفتهها و كردههاى پيامبراكرم ( ص ) چراغ راهش بود و در كودكى نيز به زندگى بهدور از زرق و برق عادت كرده بود هرچند پدرش امير و حاكم شهر بود و بدون ترديد زندگى مرفه و راحتى داشت ولى او گرايشى به لذتها و شهوتهاى زندگى نداشت .
او در خانهء پدرى بر خلاف تمامى نمودهاى رفاه زدگى و تنعّم ، راه پارسايى و زهد
هامش
( 1 ) - خطط ( المقريزى ) 4 : 325 .
( 2 ) - همان منبع .
( 3 ) - همچون امام احمد و سفيان الثورى و رابعة العدوية . نگاه كنيد به : تحفة الاحباب ( السخاوى ) : 107 .