تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
بودند و گمان مىكردند در آنجا به‌خواب رفته است ولى آن‌كس كه جاى وى خوابيده بود علىبن ابىطالب [ ع ] بود كه با جان خود ، زندگى پيامبر و رسول و مربى و پسرعمو و برادرش محمدامين ( عليه الصلاة و السلام ) را نجات بخشيد . كربلا نيزه‌اى بود كه به سوى قاتلان نامرد حمزه در روز احد رهسپار گرديد ! كربلا ، ضربه‌هايى بود كه بر دف‌هاى زنان مشرك همراه با رقص بر اجساد شهداى مسلمان ، فرود مىآيد ! گوش‌ها و بينىها را مىبريدند تا از آن‌ها گوشواره و گردن‌بند سازند و شكم‌ها را پاره مىكردند تا جگرها را بجوند و رهبرشان ابوسفيانى بود كه به پيامبر و يارانش مىگفت : « هبل را فراز كن ، جنگ شكست و پيروزى است و روزى در برابر روز بدر ! » و اينك نواده‌اش پس از پنجاه سال آن‌را تو گويى در زمانى كه سرهاى شهداى نوادهء پيامبر و نوادگان ياران آن‌حضرت يك به يك از تن جدا مىشوند تكرار مىكند و اين ابيات شماتت‌آميز را بر زبان جارى مىكند : - اى كاش بزرگانم در بدر مىبودند و هراس خزرجيان از تأثير شمشيرها را مىديدند . - به‌من خوش‌آمدم گفتند و از شادى در پوست نگنجيدند و گفتند اى يزيد ! دستت درد نكند . ولى خداوند والاتر و بزرگتر از آن‌است و هم‌اوست كه مىخواهد گفته پيامبرش - فرستاده‌اى براى همهء جهانيان - در برابر عناد مشركان قريش همچنان باقى باشد : « به‌خدا سوگند عموجان ! اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند تا از اين كار دست كشم هرگز چنين نخواهم كرد و . . . » اين سخن چون پرچمى نبوى باقى مىماند و على [ ع ] آن‌را برمىافرازد و زير آن به شهادت مىرسد و سپس فرزندانش حسن و پس از او حسين و جمعى از ستارگان آسمان ولايت و اهل بيتى كه خداوند ناپاكىها را از ايشان دور كرد و پاك و پاكيزه‌شان ساخت و همراه با ياران درست‌كردارى كه بر عهدى كه با خدا بستند صادقانه پاىبند ماندند و پشت سر ايشان و در طول تاريخ اسلام در شرق تا غرب زمين كاروان‌هايى
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 197 | السيد هادي الخسروشاهي