تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

ام الشهداءزينب دختر امام على ( عليها و على ابيها السلام ) « 1 »

صافيناز كاظم اگر در مورد مادرت فاطمه از شدت گريه به‌جان آمدم ، در مورد تو چگونه خواهم بود اى زينب دخت على ؟ ولى مىدانم كه اشك‌ها هرگز تورا خشنود نمىسازد به همين دليل وقتى پيش تو آمدم از اشك متنفر گشتم و چون آتشى آن‌ها را بلعيدم . هق هق خود را فرو خوردم تا پشت به تو بايستم و ياد بگيرم كه وقتى زمان براى گريه كردن مناسب نيست ، چه بايد كرد ؟ و چگونه صداقت در سيلاب اشكهاى دروغين چشمان قاتل و غارتگر غرق مىشود و سيل خون در پيش پايش جارى مىشود و توجهى نمىكند و آنگاه در حالى كه سرها را بر نيزه‌ها كشيده و خيمه‌ها آتش زده و زنان بزرگوار به اسارت گرفته شده‌اند ، گريان كنان پيدايش مىشود ! وقتى اشك‌هاى نفاق به راه افتاد و با گريه درآميخت ، همه مفاهيم مهربانى نيز سقوط كرد و خيلى زود دانستى كه اين اشك‌ها دروغينند براى همين هرگونه همدردى را ردّ كردى و دشمنىها را در شيون يافتى وآن‌را درنيزه‌هاى فروافتاده بر عترت جدّ
هامش
( 1 ) - برگرفته از كتاب : " رساليات فى البيت النبوى " چاپ دارالزهراء للاعلام العربى ، قاهرة 1987 ميلادى .