همچنان در ميان ايشان [ امام ] زينالعابدين على بن الحسين بود كه بيمار بود و در
حجرهء عمهاش بانو زينب بود ؛ دشمنان مىخواستند او را بكشند ولى عمهاش - كه خود را براى نجات وى در معرض كشتن قرار داده بود - مانع از اين كار شد . « 1 »
از نعمتهاى خداوند متعال بر امت محمدى بود كه [ امام ] زينالعابدين على بن الحسين [ ع ] زنده بماند زيرا خداوند متعال به وسيله او نسل امام حسين را كه همان نسل جد بزرگوارش پيامبرامين رسول خدا ( ص ) بود ، حفظ كرد .
همچنانكه در اين كاروان زنان اهل بيت پيامبر يعنى : بانو زينب كبرى و خواهرش امكلثوم و دو دختر امام حسين [ ع ] : فاطمه و سكينه و ديگر زنان بنىهاشم نيز وجود داشتند .
بانو زينب بهاتفاق همراهان سوار بر محملهاى بدون پوشش شتران در اين كاروان به راه افتادند و بر قتلگاه شهدا گذر كردند . چشم زنان و كودكان بر مناظر دردناك افتاد و تأثير بسيار زيادى بر آنان گذاشت چه زمين پوشيده از اجساد عزيزان بىسر شده بود و شنهاى صحرا آغشته به خون ايشان گشته بود و باد بر اين صحنهها مىوزيد و پرندگان شكارى در آسمان نزديك آنان در پرواز بودند تو گويى مىخواهند لقمه چرب و نرمى از اين ضيافت سرشار نصيب خود سازند ، علاوه بر اين درندگان نيز به انتظار تاريكى شب براى بيرون آمدن از كنام خود و مشاركت در اين ميهمانى بنىاميه بودند !
ديدن اين صحنههاى جانكاه تأثير بهسزايى بر بانو زينب [ س ] بهجاى گذاشت چنان كه عنان از كف داد و بهگونهاى كه قادر به كنترل خود نبود با صدايى دردآلود و با قلبى پر از اندوه و حسرت گفت :
اى محمد ! كه فرشتگان آسمان بر تو درود گفتهاند ، اين حسين است كه گسستهاندام به زمين افتاده و دخترانت اسير گشتهاند ، ما به خداوند و به محمدمصطفى و به على مرتضى و به فاطمه زهرا و به حمزه سيدالشهداء شكايت مىبريم .
هامش
( 1 ) - نورالابصار : 378 به نقل از تاريخ القرمانى .