لب به ناسزا گشودند و از تركوهاى خان الخليلى و تجار ، كسى به مسجد نيامد و پس از آن هم كار را يكسره كردند و در مسجد را بستند و آبدارخانه و وضوخانه جديد را به زور تعطيل كردند و مانع از ورود مردم به آنجا شدند ؛ يك عده از هم صنفان آنها نيز كمكشان كردند . بهدنبال اين جريان - آنگونه كه الجبرتى مىگويد - ابوالانوار ناگزير شد آبدارخانهء قديمى را به همان شكلى كه بود استفاده كند و آبدارخانهء جديد را تبديل به استبل خران كند و از عايدى اجارهء آن استفاده نمايد .
وقتى در سال 1279 هجرى سلطان عبدالعزيز مبادرت به زيارت آرامگاه حسينى كرد ، به خديوى اسماعيل دستور داد آنرا به بهترين شكل مرمت و بازسازى كنند . اين كار ده سال طول كشيد و در سال 1290 . ق به پايان رسيد ، " على مبارك " در " خطط " خود در وصف آنچه خديوى اسماعيل در اين آرامگاه بنا كرده بود به تفصيل سخن گفته ولى يادآورى نكرده كه اين كارها به دستور سلطان عبدالعزيز بوده است ؛ او مىگويد : « آنجا را با فرشهاى نفيس فرش كردند و با شمعها و روغنهاى خوشبويى كه در قنديلهاى بلورين قرار داشت ، روشنايى آنرا تأمين كردند و ائمه جماعت و مؤذن و مبلغ و دربان و فراش و خدّام و سقا و از اين دست خدمه براى آن درنظر گرفتند و اوقاف فراوانى به آن اختصاص دارند كه حدود هزار ليره ، عايدى آنها بود . »
و در خصوص ميزان توجه به مسجد شريف مىگويد : « وقتى متوجه اهميت و ازدحام مردم و تنگى آن مكان شد و ديد كه مردم با اسب و خر و قاطر و گارى به آنجا مىآمدند و دروازهها و راههاى منتهى به آن در مراسم ، شلوغ و مزدحم مىشد و باعث زحمت مردم بود ، در سال 1295 . ق ( 1878 م . ) خيابان راهآهن را گشود ، اين خيابان تا تپههاى الرقيه ادامه پيدا مىكرد . »
على مبارك كسى بود كه كار نقشهكشى آنجا را برعهده داشت ؛ او مىگويد : « مرا به كار و نقشه مسجد گماشتند تا كارى كنم كه گوياى موقعيت آن باشد . من نيز هرچه در توان داشتم انجام دادم و نقشهاى در شأن و مقام آنجا براى آن درنظر گرفتم . آنرا در داخل و خارج چنان بزرگ و وسيع درنظر گرفتم و با خيابانها ، خانهها و ميادين بزرگ
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص١٣٢