كشيده شد ؛ علت اين آتش سوزى بنابر روايت المقريزى و ابوالمحاسن از اين قرار بود : « يكى از شمعداران وارد آنجا شد تا چيزى بگيرد شعلهاى به زمين افتاد و آتش درگرفت . اميرجمالالدين نايب الملك الصالح شخصا آنجا ايستاد تا سرانجام آتش خاموش شد . » پس از اين آتشسوزى ، قاضى فاضل عبدالرحيم البيسانى به ترميم و توسعهء آن پرداخت و وضوخانه و جوى آبى به آن افزود و زمينهاى خارج از حسينيه در نزديكى الخندق را وقف آن كرد . « 1 »
در دوران مملوكى در سال ششصد و شصت و دو ( 662 ) هجرى قمرى ، دعوايى تقديم الملك الظاهر ركنالدين بيبرس شد به اين شرح كه مسجدى در دروازهء مشهدالحسين ( رض ) در كنار بخشى از كاخ فروخته شد و قيمت آن - كه مبلغ شش هزار درهم بود - به ديوان حمل شد ؛ سلطان دستور داد درهمها بازگردانده شد و همه آن براى مسجد نگاهداشته شد و به هزينه گسترش آن رسيد و بر رونق و بهاى آن افزوده گرديد .
در زمان الملك الناصر محمد بن قلاوون ، اين مسجد با بناى يك ايوان و خانههايى براى سكونت فقهاى علوى در سال ششصد و هشتاد و چهار ( 684 ) گسترش داده شد .
در دورهء عثمانى نيز ، سلطان سليم خان كه شاهد استقبال بزرگ نمازگزاران و زائران بود ، دستور توسعه مسجد را صادر كرد ؛ والى عثمانى محمد پاشا الشريف نيز كه در سال 1004 . ق تا 1006 . ق كارگزار ( والى ) مصر بود به مرمت بارگاه و اصلاح تزئينات آن پرداخت ؛ امير كدخدا الجلفى هم آرامگاه را توسعه داد و به مساحت آن افزود و تابوتى از چوب آبنوس صدف و عاج كارى شده را براى آن ساخت و پوششى از حرير
هامش
هجرى در قاهره بهدنيا آمد و در همين شهر پرورش يافت ؛ پس از خلع برادرش العادل در سال 637 هجرى به قدرت رسيد و قاطعانه حكومت كرد و مصر را آنچنانكه هيچكدام از شاهان ايوبى آباد نكرده بود ، آباد كرد ؛ او در سال 647 هجرى در ناحيه المنصورة بر اثر بيمارى سل درگذشت و جسدش به قاهره منتقل و همانجا بهخاك سپرده شد . ( الاعلام 2 : 39 ؛ مرآة الزمان 8 : 775 )
( 1 ) - الحسينيه نام يكى از محلههاى مردمى حومهء قاهره است .