پيروى مىكرديم ، و شايستهتر آن بود كه خود به جنگ مبادرت كنند و همچون ديگر مسلمانان مسئوليت خود را مىشناختند . و خدا آنان را در جايى قرار داد كه خود قرار داده بود و گفت :
«
هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ
- آنان در آن روز به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان ، » / 699 چه ايمان تمرين عملى است و درست در اوضاع و احوالى بايد آشكار شود كه امت در معرض خطر قرار گرفته ، و مؤمنى كه در هنگام ضرورت نفعى از او عايد شود ، چه وقت ممكن است نافع شود ؟ و همهء بهانههايى را كه اينان به آن متوسل مىشوند ، باطل است ، چرا كه :
«
يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ
- با دهنهاى خود چيزهايى مىگويند كه در دلهاشان نيست ، و خدا از آنچه پنهان مىكنند آگاه است . » آنان ( به دروغ ) مىگويند كه مؤمنند و از آن روى نمىجنگند كه از فنون جنگ آگاهى ندارند ، ولى خدا رسواشان مىكند .
[ 168 ] و از صفات ايشان است آنكه بر حجم زيانهاى امت مىافزايند و بر پراكندن تبليغات ويران كننده مدد مىرسانند ، و دربارهء شهيدان مىگويند كه اگر به جبهه نمىرفتند هرگز كشته نمىشدند .
آرى ، ولى چه سرنوشتى مىداشتند ؟ آيا سرانجام نمىمردند ؟ ! و چون آدمى يا كشته مىشود يا مىميرد ، پس چرا بايد مرگ در نظر نفس او بزرگ جلوهگر شود ؟
«
الَّذِينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا
- كسانى كه به برادران خود گفتند و نشستند : اگر از ما اطاعت مىكردند كشته نمىشدند ، » يعنى كسانى كه به برادران خود گفتند : بنشينيد و خود به نوبهء خود نشستند ، و پس از آن به جنگ برنخاستند ، گفتند كه اگر فرمان ما را برده بودند كشته نمىشدند .
«
قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- بگو : اگر