هنگام سخن از منافقان ، قرآن آنان را به گردهمايى تقسيم مىكند كه از بعضى از آنان در اين درس و از بعضى ديگر در درس آيندهء بحث خواهد كرد ، و اين تقسيمبندى برخاستهء از كردارهاى ايشان است . پس هر كس به يك نوع از اين كارها يا بيشتر از آن بپردازد ، منافق است ، چه ، به گفتهء قرآن ، نفاق به سخن گفتن نيست / 697 بلكه به عمل است . همچون گريختن از ميدان جنگ در زير پوشش بىخبر و نادان بودن نسبت به آن ، و ترساندن مردم و افزودن بر خسارت .
خداوند سبحانه و تعالى اينان را نه تنها به نفاق ، بلكه نيز به كفر توصيف مىكند ، در صورتى كه آنان چنان ادعا مىكنند كه مسلمانند ، سپس از ايشان مىخواهد كه اگر راست مىگويند در برابر مرگ مقاومت كنند ؛ سپس از شهيدانى سخن مىگويند كه منافقان به آنان همچون خسارت نظر مىكنند .
شرح آيات
[ 165 ] چرا امت در يك معركه شكست مىخورد ؟ به يك سبب كه عبارت از آماده نبودن كامل براى آن از لحاظ بشريت و نبودن روح معنويت يا به سبب موجود نبودن افزار جنگ خوب يا وجود اختلاف در جبههء داخلى و نظاير اينها است .
امت دريافته است كه هر شكست از خود آن برخاسته ، و نيز توانسته است كه از اين شكست به عبرتها و درسهايى دسترس پيدا كند ، و لذا چنين شكستى بيش از آنكه شبيه هزيمت باشد شبيه پيروزى شده است ؛ و اما شكست حقيقى آنجا است كه انسان عوامل بيرونى آن را در نظر بگيرد و از آنها هيچ عبرتى نگيرد .
به همين سبب قرآن بر آن است كه اين هزيمت از خود امت است ، مخصوصا كه پس از دو پيروزى بيشتر اتفاق افتاده ، تا بدين ترتيب از هول شكست بكاهد .
«
أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها
- و چون به شما مصيبتى رسيد كه در برابر آن مصيبت رسانده بوديد ، » يعنى همين مصيبت را دو بار پيش از آن به دشمن خود وارد كرده بوديد ، و با وجود اين سست شديد و به پرسش پرداختيد و گفتيد :