به اوضاع پيش از آن قياس مىكردند ، و گمانشان اين بود كه مقياس پيروزى با شكست تنها چند كشته يا زخمى است و ، از سوى ديگر ، اين را كه خدا و رسول او و رسالتش نقشى در نيروى لشكرى و تحقق يافتن پيروزى داشته باشند ، بعيد مىدانستند .
و پندار ايشان چنين بود :
«
يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ
- مىگفتند : آيا كار ما به جايى خواهد رسيد ؟ » بيش از آنكه در فكر رسالت باشند در بند خود بودند و مىخواستند هر چه زودتر و بدون فداكارى به مكاسب و دستاوردهاى شخصى خود برسند .
«
قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ
- بگو : همهء كار به دست خدا است . » و شما بايد در فكر پيروزى رسالتى باشيد كه خدا به آن توجه دارد ، نه در بند پيروزى خود .
«
يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ
- پيش خود چيزهايى پنهان داشتند كه بر تو آشكار نمىكردند . » خودپرستى و ترس شديد بر آن و بىايمانى به خدا و بىتوجهى به پيشرفت رسالت را پنهان مىكردند .
/ 683 «
يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا
- مىگفتند : اگر كار به دست ما مىبود ، در اين جا كشته نمىشديم ، » و تو گويى كه مقياس پيروزى عبارت از پيروزى افراد ايشان است نه پيروزى امت به عنوان امت ، يا پيروزى رسالت الاهى .
«
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
- بگو : اگر در خانههاى خود هم بوديد ، آنان كه كشته شدن برايشان نوشته شده ، به خوابگاه ( قتلگاه ) خود درمىآمدند . » بدان سبب كه آن كشته شدگان كسانى غير از شمايند و با شما اختلاف دارند ؛ آنان كسانى هستند كه خدا آنان را به شهيد شدن دعوت كرد و لبيك