الف : پيامبر اسلام كه فرمانده عالى نيروهاى مسلح مسلمانان بود ، به اين اكتفاء نكرد كه او بر حق و فرستادهء خدا است و خدا او را يارى خواهد داد ، بلكه به فراهم آوردن آمادگى نظامى پرداخت و خود شخصا در ميدان جنگ شركت جست .
«
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ
- و در آن هنگام كه بامدادان از نزد كسان خود بيرون رفتى و براى مؤمنان پايگاههاى جنگ را آماده كردى ، » پس ، اولا در صبح زود از خانه بيرون شدى بر قوم خود پيشى گرفتى ، و ثانيا از اهل خانهء خود دور شدى و خود را در متن ميدان نبرد قرار دادى ، و اين مهمترين صفت در راهبرى است كه آمادهء جانبازى باشد ، و ثالثا جايگاه نبرد را براى مؤمنان معين كردى تا آمادهء هجوم بوده باشند .
«
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
- و خداوند شنوا و دانا است . » اوامر تو را مىشنود ، و از تأثير فعاليتهاى ظاهرى تو آگاه است ، و از آنچه مؤمنان در سينه پنهان دارند / 648 و همان نتايج جنگ را تعيين خواهد كرد كه وابستهء به شنيدهها و چيزهايى است كه از اعمال ظاهر و قلبهاى طاهر نتيجه مىشود ، خبر دارد .
[ 122 ] ب : پيغمبر اسلام با يك مشكل سخت رو به رو شد ، و آن اختلاف ميان دو طايفه از مردانش بود ، يعنى مهاجران و انصار ، كه دوستى آنان ميان خدا و زمين و عشيره و چيزهايى شبيه اينها تقسيم شده بود . ولى رسول اللَّه ( و اسلام عموما ) اين دشوارى را به صورتى ريشهاى در آن هنگام از ميان برد كه حيثيتهاى طايفهاى را در بوتهء ايمان به خدا گداخت ، بىآنكه به طايفهاى بيش از طايفهء ديگر اعتماد كند ، و بدين گونه سپاهى عقيدتى براى خود فراهم آورد كه دربارهء مبدأ مىجنگيد نه براى ريا و رقابت و همچشمى طايفهاى .
«
إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
- در آن هنگام كه دو گروه از شما آهنگ آن كردند كه درنگ كنند و بترسند ، و خدا يار آنان بود ، و مؤمنان را است كه بر خدا توكل