تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
صورت آن سنتها صورت علم و معرفتى از تاريخ و اجتماع و مانند اينها پيدا مىكند . در حديث ديگر آمده است كه مردى گفت : از امام دربارهء معنى اين جمله كه قرآن ظهرى و بطنى دارد پرسش كردم و او گفت : « ظهر آن تنزيل آن است و بطن آن تاويل آن ؛ بعضى از آن گذشته و بعضى هنوز به جريان نيفتاده است ، همچون گردش خورشيد و ماه ، كه هر چه از آن آمد صورت وقوع پيدا كرده است » . اين حديث تأكيدى براى معنى حديث اول است ، و روى هم رفته از آن حكايت مىكنند كه تنزيل قرآن همان ظاهر است كه دلالت بر لفظ مىكند ، در حالى كه تأويل كه آن نيز بطن قرآن است ، عبارت از آن واقعيت علمى است كه ظاهر به آن راهنمايى مىكند و منطبق بر همهء كسانى مىشود كه با اشخاص مورد نظر مربوط به ظاهر آيه مشاركت دارند . در بعضى از احاديث از علوم قرآن به نام « بطن » ياد شده ، بدان جهت كه بر عامهء مردم پوشيده است ، و سپس از طريق تدبر آشكار مىشود ، و بر حسب اختلاف مردمان با يكديگر ، درجات پنهان بودن از لحاظ عقلى و علمى مختلف مىشود . حتى يك واقعيت واحد ، نسبت به گروهى عنوان ظهر دارد ، و براى گروهى ديگر عنوان بطن ، و از همين روست كه به شمارهء تعدّد درجات مردم در عقل و علم ، بطنها و ظهرها نيز تعدّد پيدا كرده است . در حديث آمده است كه مردى گفت از ابو جعفر ( ع ) در خصوص امرى مربوط به تفسير قرآن پرسش كردم ، و او پاسخ مرا داد . سپس بار ديگر همان پرسش را تكرار كردم و اين بار پاسخ ديگرى به من داد . پس گفتم : فدايت شوم ، پيش از اين به همين پرسش پاسخى ديگر داده بودى ؟ و او گفت : « اى جابر : قرآن را بطن است و بطن را بطنى ، و ظهرى و ظهر را ظهرى » . و بدين گونه امام ( ع ) يك آيه را بر حسب درجات دانش پرسنده چندگونه تفسير مىكرده است ، چه ممكن است در آن حال كه كسى از تفسيرى آگاه است كه ظاهر قرآن را شرح مىكند ، از لحاظ علمى آمادگى معرفت تفسيرى را داشته باشد كه بطن قرآن را شرح مىدهد . بدين گونه معنى عده‌اى از احاديث مأثور كه مىگويد قرآن هفت بطن يا
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 54 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي