آيا دستور اين كار در كتاب شما آمده ، يا مىخواهيد هواهاى نفسانى گمراه كنندهء خود را تحقق بخشيد ؟
راه دوم : كتمان قسمتهايى از حق است تا حجت و برهانى عليه ايشان در برابر مردم نشود ، «
وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
- و با آنكه مىدانيد حق را پنهان مىكنيد ( و چيزى از آن نمىگوييد ) . » حقى را پنهان مىكنيد كه خدا مسئوليت بيان آن را براى مردم بر عهدهء اهل كتاب گذاشته است ؛ اعتماد مردم به ايشان بدان سبب بود كه اينان از مسئولين كه بر دوشهاشان نهاده شده آگاهند ، ولى آنان با كتمان حق و آميختن آن با باطل به خدا و مردم خيانت كردند .
[ 72 ] گامهاى عملى فريبكارانهاى براى انداختن شك نسبت به حق در دلهاى مردمان ساده از / 589 پيروان خود كوشيدند و همهء هدفشان آن بود كه اين مردمان را از ايمان آوردن به رسالت تازه بازدارند .
گاه به ايمان آوردن در مدتى كوتاه تظاهر مىكردند ، و سپس كافر مىشدند و به گروه خود بازمىگشتند و مىگفتند : آرى ، آنان را فريب داديم و ايمان آورديم از آن رو كه قلوب پاكيزه داشتيم و مخلص بوديم ، ولى بر ما معلوم شد كه آنان بر باطلند :
«
وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
- و گروهى از اهل كتاب گفتند : به آنچه بر كسانى كه ايمان آوردهاند فرود آمده ، در آغاز روز ايمان آوريد ، و در پايان آن كفر ورزيد ، باشد كه از راه بازگردند . » ببينيد كه چگونه كافر شدن به حق به پرداختن به كارهاى خطرناكى عليه حق و به گمراه كردن مردم مىانجامد ! [ 73 ] و در جانهاى پيروان خود عصبيت جاهلانه را كه از روح دين بسيار دور بود برمىانگيختند ، و به ايشان مىگفتند : بگذاريد تا آنها به دين شما درآيند ،