آنان را از ارزيابى كارها و انديشههاى ايشان دور نگاه مىدارد ، به همانگونه كه مردان سياسى و رهبران مسلّط به خود را تقديس مىكنند ، و اين فكرى عقب افتاده است كه در ملتهاى ابتدايى نيز ديده مىشود .
قرآن ، كتاب رهنمايى و نورى است كه براى رهانيدن انسان از غل و زنجيرهاى فكرى و اجتماعى نازل شده ، و شك نيست كه بدترين غل و زنجير / 549 تقديس ذاتها است . در اين سوره داستان آل عمران همچون دليلى براى آن آمده است كه خدا بيهوده پيامبران خود را برنمىگزيند ، بلكه از آن روى آنان را برگزيده است كه از نسلهاى پاكيزه بودهاند . پس آيات با فرمان دادن به پيروى و اطاعت از كتابها و فرستادگان خدا آغاز مىشود ، سپس در آن روش برگزيده شدن فرستادگان از سوى خدا مطرح مىشود . اينان كسانى هستند كه چندان تفاوتى با يكديگر ندارند ، و قرآن يادآور شده است كه آنان از تربيتى صالح و راستى ايمان مادر و پرهيزگارى پدر برخوردار بودهاند ، و عوامل برگزيدگى اينها بوده است .
مريم صديقه و راستگو بود ، بدان سبب كه مادرش او را نذر خدا كرده بود .
و اما يحيى پيامبرى صالح شد ، بدان جهت كه پدرش در حق وى دعا كرده بود . و مريم تنها به نذر مادرش صديقه نشد ، به همانگونه كه يحيى نيز تنها به دعاى پدرش به پيغمبرى نرسيد ، بل از آن روى كه هر دو با عمل خود شايستگى برگزيده شدن از سوى خدا را پيدا كرده بودند .
چگونه خدا را دوست مىداريم ؟
[ 31 ] آيا تنها همين كافى است كه پروردگار خودمان را به سادگى و عارفانه دوست بداريم ؟ هرگز ، دوستى راستين آن است كه عمل صالح آن را منعكس سازد و گرنه چيزى جز خودفريبى نيست . و خدا هيچ كس را بدون آنكه عمل صالح كرده باشد دوست نمىدارد . ولى ممكن نيست عمل ، جز از طريق پيامبر ، براى خدا باشد . چه خدا به هر فرد انسان وحى نمىفرستد . پس اگر ما بخواهيم كه دين را از طريق عقل خودمان كشف كنيم ، انحرافات فراوان به آن راه