فتنه
تأويل پس از فتنه مىآيد ، چه فتنه كه ستم كردن بر مردم است پس از تأويل مىآيد ، چه آدمى جز براى سر فرود آوردن در برابر فشارهاى شهوتها منحرف نمىشود كه نتيجهء آن غصب كردن حقوق ديگران است ، كه در منطق قرآن به نام فتنه خوانده مىشود .
علامت انحراف تأويل و گزارش غير علمى است ، و علامت تأويل غير علمى هدف قرار دادن فتنه . و ما مىتوانيم انحراف عقلى را از مظاهر اجتماعى ( ستمگرى اجتماعى ) كشف كنيم ، و پيدا شدن منفيگرى در انديشه سادهترين دليل براى خطا بودن خود انديشه است . و به همين سبب قرآن آگاهى مىدهد كه هدف انديشهء نادرست رسيدن به نتايج ستمگرانه است . مىگويد :
«
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
- يعنى منحرفان نفسى كسانى هستند كه آيات واضح و روشن را ترك مىكنند و به آيات / 514 دشوار مىپردازند تا آنها را بر حسب هواهاى نفسانى خويش و براى ستم كردن به مردم و غصب حقوق ايشان تأويل كنند . »
چه كس تأويل را مىداند ؟
«
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
- و تأويل آن را كسى جز خدا نمىداند و راسخان در علم . » تأويل درست ، يعنى تطبيق صحيح ارزشهاى وحى يا عقل بر موضوعات خارجى ، جز در نزد خدا و استواران در علم يافت نمىشود ؛ آيا اين راسخان در علم كيانند ؟
آنان كسانى هستند كه تنها به علم داشتن به چيزها قناعت نمىكنند ، بلكه در علم به غور كردن و فراوان نگريستن و انديشيدن در آن چندان ادامه مىدهند تا پاهاى ايشان قرص و محكم در سرزمين علم استوار شود ، و در اين هنگام مىدانند كه