اگر نفهمد حق ندارد از آراء خود چيزى بر آنها بيفزايد و به هواى نفس خود به تفسير كردن آنها بپردازد ، بلكه او است كه از اهل الذكر و فهميدگان و دانايان كه در علم پيشرفتهاند و رسوخ پيدا كردهاند بپرسد . چه بسا كه از اين طريق علمى از ايشان كسب كند ، ولى پيش از آن بايد به آيات محكمات بسنده كند كه مادر و اساس كتاب است .
تفسير نادرست از آيات خدا سبب پيدا شدن اختلاف در دين مىشود ، و مىدانيم كه / 511 دين براى آن آمده است كه مردمان را در كنار يكديگر جمع كند ، و بنا بر اين اگر وسيلهاى براى ايجاد تفرقه شود ديگر دين حقيقى نيست ، و بنا بر اين تفسير نادرست وسيلهاى براى ويران كردن اساس دين است .
ميان محكم و متشابه
و از اين رو قرآن حكيم به تفسير اين ناحيه توجه كرده و در آغاز ، سخن پيرامون قرآن « قاعدهء كلى » را كه شايسته است راهى باشد براى فهم قرآن عرضه مىكند كه همان قاعدهء « محكم و متشابه » است و بنا بر آن لازم است شخص از قرآن آياتى را مورد نظر قرار دهد كه معنى آنها را به خوبى مىفهمد ، و براى او كاملا واضح است .
اگر هر كس به افكارى توجه كند كه كاملا براى او روشن و آشكار است ، و از گفتن چيزى كه آن را نمىداند خوددارى كند ، علم و جهل با يكديگر آميخته نمىشود ، و غرور دانايى اشخاص را فرانمىگيرد ، در صورتى كه اگر عمل عكس صورت بگيرد ، آزمنديهاى روح او با علم پيدا كردن به انديشههاى نادرست سيراب مىشود و در نزد او دانايى و نادانى با يكديگر مىآميزد ، و غرور علمى را خواهد پراكند و به جهل دلخوش مىشود و فكر جامد پيدا مىكند و علم او سودى برايش ندارد .
توقف در آيات محكمات و نپرداختن به متشابهات ، و همچنين به معنى تربيت شدن عقل در نزد آدمى و رشد پيدا كردن قدرت آن براى كشف حق و باطل و