كراهت ندارد بر او سخت و گران مىآيد .
217 [ صدّ ] : صدّ و منع و صرف نظاير يكديگرند . وقتى كسى از چيزى اعراض و عدول كند ، مىگويند « صدّ عن الشيء » ، و اگر مانع كسى براى دست يافتن چيزى شود مىگويند « صدّ غيره » . و اصل باب ، عدول است .
[ حبطت ] : حبط به معنى فسادى است كه اگر چارپايى گونهاى علف به نام حباط را بخورد گرفتار آن مىشود و مىگويند « حبطت الإبل » ، و سپس هلاك شدن و از بين رفتن را حبط گفتهاند .
218 [ هاجروا ] : هجر ضد وصل است ، و هجرت به معنى بريدن پيوستگى و جدايى است ، و مهاجران را به سبب بريدن از قوم و سرزمين خود به اين نام مىخواند .
[ جاهدوا ] : مجاهدة و جهاد عبارت است از مجبور كردن نفس براى قبول سختى و مشقت در كشتن دشمنى يا از ميان بردن چيزى كه مايهء ناراحتى است .
/ 372
فتنه ، بزرگتر از كشتن
رهنمودهايى از آيات :
با وجود آنكه اين آيات گوشههايى از امر واجب جنگ و قتال را براى ما بيان مىكند ، ارتباطى به آيات جهاد اسلامى ندارد ، بلكه مربوط به ساخته شدن شخصيت امت است كه تمايز آن به تقوا و فراهم آمدن بر گرد محور حق در بازگرداندن اختلافها به اسلام است ، و نيز به ايستادگى و سختى نشان دادن در تمسّك به