به زندگى جامعه به صورت كلى آن و ضرورت پاسدارى از همهء آن توجه داريم ، و با اين گونه نظر داشتن ضرورت حياتى قصاص آشكار مىشود .
«
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ
- و براى شما ، اى خردمندان ، در قصاص زندگى است . » چه ديوار بلندى بر گرد همهء زندگى اجتماعى مىكشد و نطفهء جريمه را در گهوارهء آن مىكشد و نمىگذارد چندان نمو كند كه بتواند كار زشت خود را انجام دهد ، از آن رو كه كيفر شديد و قطعى است ، و اگر اصل قصاص لغو شد ، ممكن است كارهاى قتل دفاعى در ميان امت توسعه پيدا كند ، چه هر فرد چنان احساس مىكند كه در معرض كشته شدن پيش از دشمنان خود قرار دارد و بنا بر اين به كشتن آنان مبادرت مىكند ، و بدين گونه جريمه بدون وجود دليلى جز يك ترس باطل شايع مىشود . به همين سبب قرآن در فلسفهء قصاص و هدف از تشريع آن مىگويد :
«
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
- باشد كه بترسيد و پرهيزگار شويد . » يعنى هدف از آن ايجاد بازدارندهاى از جريمه در اجتماع است كه به سبب آن مردم از مرتكب شدن آن پرهيز مىكنند .
وصيت و حق اموال
[ 180 ] و به مناسبت گفتگو از حرمت نفس و قصاص كه به مرگ منتهى مىشود ، قرآن از وصيت به اين اعتبار سخن مىگويد كه حق خود را در اموالش ، حتى پس از مرگ ، تثبيت مىكند ، / 323 و بنا بر اين بالطبع اين حق در هنگام زنده بودن مستحكمتر مىشود ، و وصيت كردن بر صاحبان ثروت لازم است و شايسته چنان است كه سفارش خويشاوندان خود را در وصيتنامه فراموش نكنند .
«
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ
- بر شما نوشته شد كه چون كسى از شما را مرگ نزديك شود - اگر مالى دارد - براى پدر و مادر و خويشاوندان به شايستگى و نيكى وصيت كند ، و اين بر پرهيزگاران حقّ و شايسته