[ 171 ] و مثل اينان مثل طوطى است كه هر چه را ديگرى بگويد ، بىآن كه چيزى از آن بفهمد ، تكرار مىكند . اينان قدرت انديشيدن و استقلال فكرى و فرهنگى را از دست دادهاند : / 312 « وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً - و مثل كسانى كه كافر شدند همچون مثل كسى است كه بانگ بر كسى مىزند كه جز آواز و صدايى مبهم چيزى نمىشنود . » و اين گونه كسان در واقع ، « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ - كر و گنگ و كورند و چيزى نمىفهمند . » زيرا فايدهء گوش و زبان و چشم ، شناخت است و اگر شناختى نباشد احساسى نخواهد بود . اين يك مثل بود از مردمى كه از استقلال بهرهاى ندارند ، و از پرستش كسانى جز خداى يگانه هنوز آزاد نشدهاند ، و در نتيجه از موهبت عقلى كه خدا به ايشان ارزانى داشته بهرهاى نمىبرند . [ 172 ] و مثل ديگرى كه قرآن مىزند ، از واقعيت پيروى از مردان دين تحريف كنندهء كلام خدا است ، و آنان نيز صورت ديگرى از واپسماندگى اجتماعى محسوب مىشوند كه نظامهاى فاسد را تأييد مىكنند ؛ و پيش از آنكه قرآن اين مثل را بزند ، بازمىگردد و ما را به بهرهمندى از نعمتهاى خدا فرمان مىدهد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ - اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از پاكيزههايى كه روزى شما كردهايم بخوريد . » و باشد كه خطاب اين مرتبه تنها متوجّه مؤمنان است ، در صورتى كه در آيهء پيشين جنبهء عام داشت ، / 313 و ممكن است هدف كوبيدن و طرد اين طرز تفكر بوده باشد كه دين عقب ماندگى و ارتجاع و دورى گزيدن از چيزهاى پاكيزه است ، كه عمل مردان و متوليان دين تحريف كننده چنين بوده است ، و مىخواسته است عكس آن را به اثبات برساند و بگويد كه دين به پيشرفت و تكامل و بهرهمند شدن از
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: احمد آرام
ص٢٩٨