يعنى به او مايل شد .
[ يطوّف ] : طواف به معنى چرخيدن پيرامون چيزى است و طايف از آن است . و در عرف شرع گشتن بر گرد خانهء كعبه است .
[ تطوّع ] : به دلخواه و ميل ، چيزى بخشيدن و كارى انجام دادن .
160 [ تابوا ] : توبه به معنى پشيمانى از انجام كارى است ، و آن حسرت خوردن بر وقوع آن كار و عزم براى ترك بازگشت به آن است .
[ اصلحوا ] : صلاح در عمل ، پاك بودن آن است از چيزى كه با آن آميخته سبب زشتى و بدى آن شود .
162 [ ينظرون ] : انظار به معنى مهلت دادن به اميد اين كه در خلاص نظر شود ، و اصل نظر به معنى طلب است ، و نظر به چشم به معنى طلب با چشم است .
164 [ اختلاف ] : نقيض اتفاق است . و اختلاف شب و روز به معنى در خلف و پشت سر يكديگر آمدن است ، و به قولى در اختلاف جنس ، همچون اختلاف سفيدى و سياهى .
[ الفلك ] : به معنى كشتى است و به مفرد و جمع گفته مىشود . و فلك فلك آسمانى است و هر مدورى فلك است و به قولى اسم براى دوران است .
[ بث ] : به معنى از هم جدا كردن و پراكندن است .
[ دابة ] : از دبيب به معنى جنبيدن است ، و دابّة يعنى مخلوق جنبنده .
[ تصريف ] : به معنى گرداندن و « صرف الدهر » تقلب
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 281
مساهمون: احمد آرام
ص٢٨١