آن است و جمع آن صروف مىباشد .
165 [ انداد ] : به معنى شبيهها و نظيرها ، و گفتهاند كه به معنى اضداد هم است .
[ حب ] : به معنى دوستى و خلاف بغض است ، و محبت به معنى اراده است و اگر بگويى « احب زيدا » مقصود اين است كه خواهان منافع اويم يا او را مدح مىكنم . و « احب اللَّه زيدا » يعنى خدا ثواب و بزرگداشت او را مىخواهد . و « احب اللَّه » يعنى خواستار فرمانبردارى از اوامر اويم .
166 [ تبرأ ] : تبرؤ در لغت پشت كردن و دور شدن بر اثر دشمنى است و « تبرأ اللَّه من المشركين » يعنى خدا به سبب دشمنى با مشركان آنان را دور كرد و اصل آن جدايى است همچون « برأ من مرضه » .
[ اتبعوا ] : اتباع ، طلب اتفاق است . در « اتبعه ليلحقه » مقصود ، آن است كه با هم به جاى مورد نظر برسند .
[ تقطعت ] : تقطع دور شدن بعد از اتصال و پيوستگى است .
[ الاسباب ] : سبب رسيدن به چيز دور از دسترس به وسيلهء چيزى است كه آن را ممكن سازد ، و ريسمان را از آن روى سبب مىگويند كه با آن آب دور از دسترس را از ته چاه بالا مىكشند .
167 [ كرة ] : بازگشت .
[ حسرات ] : حسرت به معنى پشيمانى شديد است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: احمد آرام
ص٢٨٢