كرامتى است كه اهل كتاب از آن با خبرند ولى حق را كتمان مىكنند ، و اين كتمان برخاستهء از هواپرستى و طرز تفكر نژادپرستانهء آنان است .
ولى شايستهتر براى آنان اين بود كه كتاب را بر خود مورد تطبيق قرار دهند ، نه اين كه آن را بر حسب هواى نفس تحريف كنند . و على رغم آنكه قبلهء تو حق است و شكى در آن نيست ، اين بدان معنى نيست كه امت وارد نژادپرستى شود ، و چنان گمان كند كه به مجرد رو به قبلهء حق ايستادن در نزد خدا شريفتر از جز آن خواهد شد .
هرگز ! اينها چيزى بيش از آداب و شعائر ظاهرى نيست ، و مقياس بزرگوارى شتافتن به كارهاى نيك است ، و هر كه بيشتر به جانب اين نيكوكارى رو كند در نزد خدا مكرمتر است ، و پس از آنكه قرآن دربارهء رو كردن به مسجد الحرام تأكيد مىكند ، امت را از سستى نشان دادن در برابر دشمنان يا ترسيدن از ايشان ، بر حذر مىدارد ، از آن روى كه هر كس از حق بترسد از هيچ كس بيم نخواهد داشت .
/ 273
شرح آيات :
جدايى نقطهء به راه افتادن است
[ 141 ] و در ضمن اين چارچوب فكرى ، قرآن حكيم حقيقتى حايز اهميت را بيان مىكند ، و آن اين كه براى بنا كردن يك زندگى تازه ، بر ما لازم است كه از لحاظ نفسانى خود را از تأثير پذيرفتن از واقع معاش جدا نگاه داريم ، و على رغم آنكه واقعيت موجود سنگينى هولناكى دارد ، و فشار نفسانى و اجتماعى بزرگى وارد مىكند ، و قرآن كريم براى بيان اين كه شما امت تازه و داراى قبلهاى تازه هستيد ، از پيش يادآور ما مىشود كه هر امتى دورهء تاريخى و واقعيت مخصوص به خود دارد ، و بر امتهاى ديگر است كه خود را از آن مستقل نگاه دارند ، و زندگى خود را بر وفق نيازمنديها و اوضاع و احوال مخصوص به خود بنا كنند ، چه خداى متعال به اندازهاى كه دربارهء اين كه چه كردهايم پرسش مىكند ، از آن نمىپرسد