ايشان را آشكار ساخت . پس از آن بنى اسراييل به صورت امتى مؤمن مورد بحث قرار گرفت ، و داستانهايى از ايشان نقل شد و عبرتهايى كه بايد از آنها بهرهمند شويم . و آخرين درسى كه قرآن در اين خصوص به ما داد ، لزوم تمسّك به هدايت قرآن و تأثير نپذيرفتن از بنى اسراييل است ، و اين از آن روست كه آنان امتى منحرف شدهاند و نيز امتى از ميان رفته ، كه
« لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ »
: هر چه به دست آورده از آن خودش است ، و هر چه شما كسب كنيد از آن خودتان خواهد بود .
و بدين گونه قرآن حكيم براى امت اسلامى شخصيت فرهنگى و استقلال آن را از امتهاى پيشين تضمين كرد . و اكنون رمز اين استقلال آشكار را براى ما بيان مىكند كه تجسّم يافته در قبلهاى است كه سبب يگانگى افراد امت اسلامى است و به آنان شخصيت محكمى مىبخشد ، و از ديگر سوى مايهء تمايز آن از امتهاى ديگر است .
قرآن ، اين درس را با تكرار آيهاى آغاز مىكند كه پيشتر گذشت و واضح شد كه : تطور و تكامل زمان / 272 گاه در اختلاف شريعتها تأثير مىگذارد ، و بر امت است كه به صورت مستقل به تفكر بپردازد ، و بىآنكه از جنبههاى منفى امتهاى پيشين ( كه هر چه بوده رفتهاند ) تأثير پذيرد .
سپس براى ما توضيح مىدهد كه قبله به خودى خود چيزى مقدس نيست ، بل بدان سبب كه خدا به تكريم آن امر كرده چنين است . و هنگامى كه خدا قبله را تغيير داد ، قداست قبلهء نخستين از ميان رفت ، و خدا در قبله حلول نمىكند كه از اين روى شايستهء تقديسى دايمى باشد .
ميان دامنهء ارتباط و علاقهء بين قبله و شخصيت امتى كه برتر از امتهاى ديگر و گواه بر آنها است ، دامنهء تطبيق آن بر ارزشهاى زندگى نظارت مىكند .
اما قبلهء پيشين براى هدفى محدود معين شده بود ، و آن آزمودن مشركان قريش براى شناختن اندازهء راستگويى آنان در پذيرفتن رسالت خدايى بود كه از ايشان مىخواهد تا از قبلهء دشمنان يهودى خود پيروى كنند .
قبلهاى كه براى امت تشريع شد ، مسجد الحرام بود كه داراى شرافت و