عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
- اين امتى بود كه گذشت و رفت ؛ آنچه كسب كرد براى خود كرد ، و آنچه شما كسب كنيد از آن شما است ، و براى آنچه آنان كردهاند ، از شما پرسش نخواهد شد . » نه جريمهء بد كارى تبهكاران و بدكاران گذشته را شما خواهيد پرداخت و نه پاداش حسنات صالحان و نيكوكاران به شما خواهد رسيد .
[ 135 ] و اين پرسش باقى مىماند كه : ملت ابراهيم چيست ؟ آيا يهوديت است يا نصرانيت يا شركى كه در ميان اعراب تجسّم يافته بود ؟ اين هر سه فرقه خود را منسوب به ابراهيم مىدانند ؛ كدام يك از آنان راست مىگويند ؟
قرآن همه را دروغگو مىداند .
«
وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
- و گفتند : يهودى يا نصرانى باشيد تا راه يابيد ، بگو : ما پيرو ملت ابراهيم رهيافته و حقپرستيم ، » كه معاصران خود را كافر و مشرك مىشمرد و رد مىكرد ، / 263 «
وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
- و مشرك نبود . » كه اعراب مدعى آن بودند كه وى همهء انواع شرك را طرد مىكرد ، جز آنچه در نزد يهوديان و مسيحيان يا در نزد اعراب موجود بود .
[ 136 ] هنگامى كه از بازگشت به ملت ابراهيم سخن مىگوييم ، به معنى حذف كردن نقش پيامبران بزرگى نيست كه پس از او آمدند ، بلكه مقصود ما تزكيهء اين نقش و گذشتن از موانع قشرى است كه در سر راه آن گذاشته شده و سبب آن بوده است كه هر مجموعهاى از مردم منحصرا متوجه به يك پيغمبر شود و از رسالت ديگران به انگيزهء نژادپرستى يا تعصّب كور فايدهاى نبرد .
پس به جوهر رسالت الاهى بازگرديد كه تجسّم يافتهء در يكتاپرستى ابراهيم است كه همهء انواع شرك را طرد مىكرد و به همهء پيامبران ايمان داشت .
«
قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ
- بگوييد : ايمان آورديم به خدا ، و به آنچه بر ما فرود آمد ، و