«
فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
- پس نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد . » چه گاه انسان در مدتى از زمان مسلمان مىشود ، ولى در مقابل چكشهاى شرك و كفر فرومىريزد و هنگامى كه مرگ به او مىرسد كافر است و كافر از دنيا مىرود نه مسلمان ؛ اسلام سست او نه در دنيا برايش حاصلى دارد و نه در آخرت . بر انسان واجب است كه در همهء مراحل زندگى خود مسلمان بماند تا اگر مرگ ناگهان به سراغ او بيايد ، / 262 آمادهء ديدار پروردگار خويش باشد و يكباره به عذاب اليم گرفتار نشود .
[ 133 ] و در خود يعقوب اين سفارش و وصيّت تحقق پيدا كرد ، چه ، على رغم دشواريهاى فراوان زندگى در هنگام مرگ فرزندان خود را به يكتاپرستى سفارش كرد :
«
أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
- شما در آن زمان حاضر نبوديد كه يعقوب را مرگ فرارسيد ، و به فرزندان خود گفت : پس از من چه خواهيد پرستيد ؟ گفتند : خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه خداى يگانه است ( مىپرستيم ) و خود را به او مىسپاريم و تسليم مىكنيم . » و چه شادمان بود يعقوب كه در هنگام بدرود گفتن با زندگى ثمرهء تربيت فرزندان خود را بر يكتاپرستى در برابر چشمان خويش يافت و از زبان ايشان شنيد كه پيوسته بر خط توحيد باقى خواهند ماند .
[ 134 ] ولى آيا از اسلام ابراهيم و ذريهء صالح او براى ما كارى ساخته است كه ( ما اعراب و يهود ) تنها به انتساب جدى با آنان بسنده كنيم ؟ هرگز ! چه آنان با كارهاى نيك و صالح خود از دنيا رفتند و بر ما نيز لازم است كه براى خودمان به عمل صالح بپردازيم و با آن از دنيا برويم .
«
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ